بزرگى روح آنها سبب رنج تن آنها و احياناً كوتاهى عمر آنها مىشود ، سبب بيماريهاى تن آنها مىشود . دربارهء اين مطلب مقدارى بحث كردم ، مخصوصاً شعر متنبّى را خواندم كه مىگويد :
اذا كانَتِ النُّفوسُ كِباراً * تَعِبَتْ فى مُرادِهَا الْاجْسامُ
امشب مىخواهم بحثى دربارهء بزرگى و بزرگوارى روح بكنم و فرق ميان ايندو را ذكر نمايم كه بزرگى روح يك مطلب است و بزرگوارى روح مطلب عاليترى است ؛ يعنى هر بزرگى روح ، بزرگوارى نيست . هر بزرگوارى ، بزرگى هست اما هر بزرگى ، بزرگوارى نيست . حال توضيح مطلب : .
مسلّماً همت بزرگ نشانهء روح بزرگ و همت كوچك نشانهء روح كوچك است .
همت بلنددار كه مردان روزگار * از همت بلند به جايى رسيدهاند
ديگرى مىگويد :
بلبل به باغ و جغد به ويرانه تاخته است * هركس به قدر همت خود خانه ساخته است
و اين در هر مسيرى كه انسان قرار بگيرد صادق است .
همت بزرگ در راه دانش
مثلًا در مسير علم همتها فرق مىكند . يكى قانع است كه ديپلمى بگيرد و در حد يك ديپلمه معلومات داشته باشد كه بىسواد نباشد . ولى ديگرى را مىبينيد كه اساساً به هيچ حدى از علم قانع نيست ، همتش اين است كه حداكثر استفاده را از عمر خودش بكند و تا آخرين لحظهء عمرش از جذب و جلب و كشف مسائل علمى كوتاهى نكند . داستان معروف ابوريحان بيرونى را شنيدهايد ، مردى كه محققين اعتراف دارند كه هنوز مجهول القدر است . اين مرد حكيم ، رياضيدان ، جامعه شناس و مورّخ ، مرد فوق العادهاى است كه بعضى او را بر بوعلى سينا ترجيح مىدهند . البته اگر بعضى از قسمتها و نواحى را درنظر بگيريم مسلّم ابوريحان بر ابوعلى سينا ترجيح دارد ، همينطور كه در بعضى قسمتهاى ديگر بوعلى بر ابوريحان ترجيح دارد . ايندو معاصر يكديگر هم هستند . اين مرد شيفتهء دانش و تحقيق و كشف جديد است .
سلطان محمود بالاجبار او را احضار مىكند . مىرود ولى مانند هر مرد باهمتى از هر