شرط اول كمال توبه
بعد على عليه السلام دو موضوع را فرمود كه شرط كمال توبهء واقعى است . فرمود : توبه آن وقت توبه است كه اين گوشتهايى را كه در حرام رويانيدهاى آب كنى ؛ اينها گوشت انسان نيست . يعنى چه ؟ يعنى اين گوشتهايى كه در مجالس شب نشينى در بدن تو آمده است ، اين هيكلى كه درست كردهاى از حرام و استخوانت از حرام است ، پوستت از حرام است ، گوشتت از حرام است ، خونت از حرام است ، بايد كوشش كنى كه اينها را آب كنى و بجاى اينها گوشتى كه از حلال روييده باشد پيدا شود . خودت را ذوب كن . حتماً باور نمىكنيد .
ابوى ما نقل مىفرمودند كه مرحوم حاج ميرزا حبيب رضوى خراسانى - كه شعرهايش را حالا زياد مىشنويد و يكى از مجتهدين بزرگ خراسان و مردى عارف و فيلسوف و حكيم بوده است - هيكل خيلى بزرگى داشت و مرد بسيار چاقى بود . اين مرد در اواخر عمرش با شخصى كه اهل دل و معنا و حقيقت بوده مصادف مىشود . حاج ميرزا حبيب با آن مقامات علمى و با آن شهرت اجتماعى و با اينكه مجتهد درجهء اول خراسان بود ، رفت پيش اين مرد زاهد متقى و اهل معنى زانو زد . ايشان گفتند : بعد از مدتى حاج ميرزا حبيب با آن هيكل را ديدم درحالى كه كوچك شده بود . ( مردم مىروند اروپا براى لاغر شدن رژيم غذايى مىگيرند ! ) ما ديديم هيكل حاج ميرزا حبيب در آخر عمرش كوچك شده ، آب شده . مصداق سخن على عليه السلام شد كه اين گوشتهايى را ( البته من به ايشان جسارت نمىكنم و نمىگويم از راه حرام ) كه در حال غفلت روييده است ، آب كن .
شرط دوم كمال توبه
ششمين شرط را هم برايتان عرض كنم . فرمود : به اين بدن كه اينهمه لذت معصيت را چشيده است ، رنج طاعت را بچشان . از نازك نارنجى بودن بيرون بيا . با نازك نارنجىگرى آدم بندهء خدا نمىشود ، اصلًا انسان نمىشود ؛ آدم نازك نارنجى انسان نيست . روزه مىگيرى سخت است ، مخصوصاً چون سخت است بگير . شب مىخواهى تا صبح احيا بگيرى برايت سخت است ، مخصوصاً چون سخت است اين كار را بكن . يك مدتى هم به خودت رنج و سختى بده ، خودت را تأديب كن .