من گذشتم .
انسان اگر مىخواهد توبه كند بايد حقوق و ديون مردم را بپردازد . آن كسى كه زكات به او تعلق گرفته و نداده ، حق الناس به گردنش است و بايد بپردازد . آن كسى كه خمس به گردنش است و نداده ، حق الناس به گردنش است و بايد بپردازد . آن كسى كه رشوه خورده است بايد به صاحبش برگرداند . هر كسى از هر راه حرامى مال به دست آورده بايد برگرداند . اگر جنايتى بر كسى وارد كرده است ، بايد او را استرضاء كند . همين طورى كه نمىتوان گفت : توبه ! على عليه السلام فرمود : شرط توبه اين است كه حقوق مردم را بپردازى . مثلًا مال مردم را خوردهاى و حالا هيچ چيز ندارى كه بدهى و در يك شرايطى هم هستى كه به او دسترسى ندارى ( مثلًا او مرده است ) ، در اينجا استغفار كن ، برايش طلب مغفرت كن . خدا ان شاء اللَّه او را راضى مىكند .
شرط دوم : اداى حقوق الهى
شرط دوم توبه اين است كه حقوق الهى را ادا كنى . حق الهى يعنى چه ؟ مثلًا روزه حق اللَّه است ، روزه مال خداست . روزههايى را كه خوردهاى بايد قضا كنى .
نمازهايى را كه ترك كردهاى بايد قضايش را بجا بياورى . مستطيع بودهاى و حج نرفتهاى ، حجت را بايد انجام بدهى . اينها شوخى نيست . در مسئلهء حج وارد است كه اگر كسى مستطيع بشود و هيچ عذر شرعى نداشته باشد ( يعنى استطاعت طبيعى داشته باشد و از نظر راه مانعى نباشد ، استطاعت مالى داشته باشد و امكانات ثروتش به او اجازه بدهد ، استطاعت بدنى داشته باشد و مريض نباشد كه قدرت رفتن نداشته باشد ) و در عين حال به حج نرود و نرود تا بميرد ، چنين كسى هنگام مردن ، مسلمان از دنيا نخواهد رفت . فرشتگان الهى مىآيند و به او مىگويند : مُتْ انْ شِئْتَ يَهودِيّاً وَ انْ شِئْتَ نَصْرانِيّاً « 1 » تو كه اين ركن اسلامى را بجا نياوردهاى ، حالا مخيّر هستى ، مىخواهى يهودى بمير ، مىخواهى نصرانى بمير ، تو ديگر نمىتوانى مسلمان بميرى .
چطور مىشود انسان مسلمان باشد و نماز نخواند ؟ يادم افتاد دو سه شب پيش كه راجع به فضيل بن عَياض صحبت كردم ، بعد نامهاى به من دادند از يك خانم
هامش
( 1 ) وسائل ، ج 8 / ص 20 و 21 .