استغفار نما كه او توبه پذير است . چه رابطهاى است ميان آن مقدمه و اين مؤخره ؟
چرا پس از پيروزى و فتح و پس از اينكه مردم فوج فوج داخل اسلام مىشوند ، تسبيح كن ؟ يعنى مأموريتت پايان يافت ، تمام شد . ( اين آخرين سورهاى است كه بر پيغمبر اكرم نازل شده است ؛ حتى از آيهء
اليوم اكملت لكم دينكم
« 1 » و آيهء
يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك
« 2 » كه دربارهء اميرالمؤمنين على عليه السلام است هم ديرتر نازل شده است . ) تو ديگر وظيفهات را انجام دادهاى ، پس تسبيح كن . پيغمبر احساس كرد كه يعنى ديگر تمام شد ، بعد از اين در فكر خود باش . اين بود كه آناً فآناً تسبيح و استغفار مىكرد .
ولى ما بدبختها دلمان حكم همان ديوار قيراندود را دارد ؛ مرتب گناه پشت سر گناه ، معصيت پشت سر معصيت ، و هيچ گونه عكس العملى در روح ما ايجاد نمىشود . من نمىدانم اين فرشتههاى روح ما كجا و چقدر حبس شدهاند ؛ چه زنجيرهايى به دست و پاى اينها بسته شده است كه دل ما تكان نمىخورد ، نمىلرزد ؟ ! .
اولين منزل عبوديت ، توبه است . اگر در روح خودتان تكانى ديديد ، اگر ندامتى ديديد ، اگر احساس پشيمانى ديديد ، اگر گذشتهء خودتان را سياه و تيره ديديد ، اگر احساس كرديد راهى كه تاكنون مىرفتهايد خطا بوده است ، سراشيبى بوده است ، و با خود گفتيد بايد برگردم رو به سر بالايى ، رو به خدا ، شما به اولين منزل عبوديت و عبادت و اولين منزل سلوك رسيدهايد و مىتوانيد از آنجا شروع كنيد ، و اگر نه ، نه .
نصيحت على عليه السلام
شخصى آمد خدمت مولاى متقيان على عليه السلام و گفت : يا اميرالمؤمنين ! مرا نصيحت كن . على عليه السلام نصايح زيادى كرد . دو جملهء اولش را برايتان عرض مىكنم ، فرمود :
لا تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْاخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ يُرَجِّى التَّوْبَةَ بِطولِ الْامَلِ ، يَقولُ فِى الدُّنْيا بِقَوْلِ الزّاهِدينَ وَ يَعْمَلُ فيها بِعَمَلِ الرّاغِبينَ « 3 » . همين دو جمله فعلًا ما را بس . فرمود :
نصيحت من به تو اينكه از آن كسان مباش كه اميد به آخرت دارد اما مىخواهد بدون عمل به
هامش
( 1 ) مائده / 3 .
( 2 ) مائده / 67 .
( 3 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، حكمت 142 .