كردن ، در فضاى بسيار صافى كه خوشتان مىآيد در آن تنفس كنيد ، روى يك ميز بگذاريد ، بعد از مدتى مىبينيد روى آن گرد نشسته است . اين گرد را شما قبلًا احساس نمىكرديد ، روى ميز هم احساس نمىكنيد ، روى ديوار هم احساس نمىكنيد . هرچه ديوار كثيفتر بشود ، اثر و لكّهء سياهى را كمتر نشان مىدهد تا جايى كه اگر سياه و قيراندود باشد دود چراغ موشى هم به آن برسد اثرش ظاهر نمىشود .
پيغمبر اكرم در هيچ مجلسى نمىنشست مگر آنكه بيست و پنج بار استغفار مىكرد .
مىفرمود : انّهُ لَيُغانُ عَلى قَلْبى وَ انّى لَاسْتَغْفِرُ اللَّهَ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعينَ مَرَّةً « 1 » . ( اينها چيست ؟ ! اصلًا ما چه مىگوييم و چه مىفهميم ؟ ! ) مىگفت : بر روى دلم آثار كدورت احساس مىكنم و روزى هفتاد بار براى رفع اين كدورتها استغفار مىكنم . آن كدورتها چيست ؟ آن كدورتها براى ما آينه است ، براى ما نورانيت است ، براى او كدورت است . او وقتى كه با ما حرف مىزند ولو حرفش را براى خدا مىزند ، ولو خدا را در آينهء وجود ما مىبيند ، باز از نظر او اين كدورت است .
امّ سلمه و ديگران گفتهاند كه در يكى دو ماه مانده به وفات حضرت ، ديديم كه هيچ جا برنمى خاست و نمىنشست و عملى انجام نمىداد مگر اينكه مىگفت :
سُبْحانَ اللَّهِ وَ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبّى وَ اتوبُ الَيْه . اين ديگر يك ذكر جديد بود . امّ سلمه مىگويد عرض كردم : يا رسول اللَّه ! چرا اينقدر اخيراً زياد استغفار مىكنيد ؟ فرمود :
اينطور به من امر شده است ، نُعِيَتْ الى نَفْسى . بعد فهميديم كه آخرين سورهاى كه بر وجود مقدسش نازل شده سورهء « نصر » است . اين سوره كه نازل شد پيغمبر اكرم احساس كرد كه اعلام مردن است يعنى تو ديگر وقتت تمام شده است ، بايد به روى .
سورهء مباركه اين است :
اذا جاء نصر الله و الفتح . و رايت الناس يدخلون فى دين الله افواجا . فسبح به حمد ربك و استغفره انه كان توابا
« 2 » ( اين قرآن چقدر لذيذ است ! چقدر زيباست ! آدم حظ مىكند كه اينها را به زبان خودش جارى كند ) اى پيغمبر ! آنجا كه يارى پروردگار بيايد ، آنجا كه ديگر يارىاش آمد و تو را بر مخالفين پيروز كرد ، آنجا كه فتح شهر يعنى فتح مكه نصيب تو شد ، پس از اينكه ديدى مردم فوج فوج به دين اسلام وارد مىشوند
فسبح به حمد ربك
پروردگار خودت را تسبيح و تحميد كن و
هامش
( 1 ) سفينة البحار ، ج 2 / ص 322 .
( 2 ) نصر / 1 - 3 .