تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
مىكنند ، همهء اينها را مىگيرند و به زندان مىاندازند و خودشان با قوا و جنود و لشكريان خود زمام امور را در دست مىگيرند . اين حالت و شكل است كه در حيوان و نبات وجود ندارد . همان‌طور كه عكسش هم هست ، يعنى گاهى مقامات دانى وجود انسان عليه مقامات عالى وجود او قيام و انقلاب مىكنند ، آنها را مىگيرند و به زندان مىاندازند و زمام امور اين كشور را دردست مىگيرند . اگر تجربه كرده باشيد ، افرادى هستند كه فنّ تربيت را نمىدانند ؛ نمىدانند در تربيت ، تمام قوايى كه در وجود انسان هست حكمت و مصلحتى دارند . اگر در ما غرايز شهوانى هست ، لغو و عبث نيست . ما بايد اين غرايز شهوانى را در حد احتياج طبيعى اشباع كنيم ؛ يك حدى دارند ، يك حقى دارند ، يك حظّى دارند ، حظّ اينها را به اندازهء خودشان بايد بدهيم . مثل اين است كه شما اسبى يا سگى در خانه‌تان داشته باشيد . اگر اين اسب را براى سوارى يا اين سگ را براى پاسبانى مىخواهيد ، اين اسب يا سگ احتياج به خوراك دارد ، خوراكش را بايد بدهى . حالا يك آدمهاى كج سليقه‌اى پيدا مىشوند كه به خودشان يا به بچه‌شان كه تحت كفالت تربيتشان است ، فشار مىآورند . بچه احتياج به بازى دارد و خود اين احتياج به بازى يكى از حكمتهاى پروردگار است . يك مقدار انرژى در وجود كودك ذخيره است كه او فقط به وسيلهء بازى مىتواند اين انرژى را دفع كند . بچه غريزه‌اى دارد براى بازى كردن . حالا انسان اشخاصى را مىبيند كه مىگويند مىخواهم بچه‌ام را تربيت كنم . خوب ، چطور مىخواهى تربيت كنى ؟ نمىگذارد بچهء پنج شش ساله برود با بچه‌ها بازى كند ، هر مجلسى كه خودش مىرود بچه را هم مىبرد براى اينكه تربيت بشود ، جلوى خندهء او را مىگيرد ، جلوى خوراك او را مىگيرد . يا يك افرادى پيدا مىشوند ( ما ديده‌ايم ) كه چون خود او مُعَمّم است ، يك عبا و عمامه و نعلين تهيه مىكند ، بچهء هشت ساله را عمامه سرش مىگذارد ، عبا به دوشش مىاندازد و همراه خودش اين طرف و آن طرف مىبرد . بچه بزرگ مىشود در حالى كه احتياجات طبيعى وجودش برآورده نشده است ، همواره به او گفته‌اند خدا ، قيامت ، آتش جهنم . تا در سنين بيست و چند سالگى ، اين قواى ذخيره شده ، اين شهوتها و تمايلات اشباع نشده يك مرتبه زنجير را پاره مىكند . اين بچه‌اى كه شما مىديديد در اثر تلقين پدر در دوازده سالگى نمازش بيست دقيقه طول مىكشيد ، نماز شب مىخواند ، دعا مىخواند ، يك مرتبه مىبينيد در بيست و پنج سالگى يك