حركت خودش ادامه مىدهد . تغيير مسير و تغيير جهت از ناحيهء درون اين سنگ امكان پذير نيست . عاملى بايد از خارج پيدا بشود تا مسير اين سنگ و اين جماد را تغيير دهد ، حال اين عامل مىخواهد مجسّم باشد و يا از قبيل يك موج باشد . مثلًا « آپولو » يا « لونا » را كه به فضا مىفرستند ، از درون خودش هرگز تغيير مسير نمىدهد مگر اينكه از خارج هدايتش كنند كه تغيير مسير بدهد . ولى موجودات زنده از قبيل نباتات و حيوانات ، اين استعداد را دارند كه از درون خودشان تغيير مسير بدهند ؛ يعنى اگر به شرايطى برخورد كنند كه با ادامهء حيات آنها سازگار نباشد تغيير مسير مىدهند .
اما در مورد حيوانات بسيار واضح است . مثلًا يك گوسفند يا يك كبوتر و يا حتى يك مگس وقتى حركت مىكند ، همين قدر كه با يك مشكل مواجه مىشود ، فوراً مسير خودش را تغيير مىدهد و حتى ممكن است يك گردش صد و هشتاد درجهاى هم بكند يعنى درست در خلاف جهت حركت اولى خودش حركت كند .
حتى نباتات هم اينطور هستند ؛ يعنى گياهان هم در يك شرايط و حدود معين از درون خودشان خود را هدايت مىكنند ، مسير خود را تغيير مىدهند . ريشهء يك درخت كه در زير زمين حركت مىكند و به سويى مىرود ، اگر به صخرهاى برخورد كند ( حالا رسيده يا نرسيده ) خودش مسيرش را عوض مىكند . همين قدر كه بفهمد كه جاى رفتن نيست و راهى ندارد ، مسيرش را تغيير مىدهد . بديهى است كه انسان هم تا اين حدود مثل گياه و حيوان است ، يعنى تغيير مسير مىدهد .
توبه براى انسان تغيير مسيردادن است اما نه تغيير مسير دادن ساده از قبيل تغيير مسيرى كه گياه مىدهد و يا تغيير مسيرى كه حيوان مىدهد ، بلكه يك نوع تغيير مسيرى كه مخصوص خود انسان است و از نظر روانى و روحى كاملًا ارزش تحليل و بررسى و رسيدگى دارد .
توبه عبارت است از يك نوع انقلاب درونى ، نوعى قيام ، نوعى انقلاب از ناحيهء خود انسان عليه خود انسان . اين جهت از مختصات انسان است . گياه تغيير مسير مىدهد ولى عليه خودش قيام نمىكند ، نمىتواند قيام كند ، اين استعداد را ندارد .
همان طورى كه ميان گياه و جماد اين تفاوت هست كه جماد از درون خود براى بقاى خويش تغيير مسير نمىدهد و اين استعداد شگفت در نبات هست ( در حيوان هم هست ) ، در انسان استعداد شگفت انگيزترى هست و آن اينكه از درون خودش
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 537
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٣٧