وقت يا آن وقت باشد ؟ نه ، از نظر تو فرق مىكند ؛ تو بايد با اين نماز تربيت شوى . اگر شب تا ساعت 2 نيمه شب هم بيدار بودى ، بايد بين الطلوعين بيدار شوى و نمازت را بخوانى . نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا هم همينطور است ؛ قبل از وقت قبول نيست ، بعد از وقت هم قبول نيست .
مىگوييد نماز عبادت است ، خداپرستى است ؛ خداپرستى را به اين مسائل چه كار ؟ نه ، در اسلام خداپرستى به اين مسائل مربوط است . اسلام بين عبادت و پرستش و مسائل ديگر جدايى قائل نيست .
5 . ضبط احساسات
ممكن است كسى بگويد من نماز مىخوانم ولى در حال نماز مىخواهم بگريم .
مصيبتى دارم ، ناراحتىاى دارم ، مىخواهم يك گريهاى هم وسط نماز بكنم يا به ياد قضيهاى مىافتم ، يك چيزى مىبينم مىخندم ، چيزى نيست ! خير ، نماز مظهر ضبط احساسات است . در حال نماز كه رو به يك نقطه مىايستى بايد رو به همان نقطه باشى ، نه به اين طرف برگردى نه به آن طرف و نه به پشت سر ؛ حتى حق ندارى سرت را به اين طرف يا آن طرف كج و راست كنى ، در يك حالت خبردار بايد بايستى . خنده و گريه چطور ؟ ابداً . خوردن و آشاميدن چطور ؟ ابداً . مىگويد هيچ يك از اينها با روح عبادت منافات ندارد ؛ به ياد خدا هستم ، در ضمن خندهام مىگيرد مىخواهم بخندم ، گريهام مىگيرد مىخواهم بگريم يا در بين نماز چيزى بخورم . خير ، تو در همين مدت كم بايد تمرين كنى تا بر شكمت مسلط بشوى ، بر خندهات مسلط بشوى ، بر گريهات مسلط بشوى ، بر بىانضباطى خودت مسلط بشوى . اينها يك سلسله مسائل اجتماعى است ولى عبادت است ، چون عبادت در اسلام جزء برنامهء تربيتى است . عبادت بدون رعايت اين اصول ، پذيرفته نيست .
6 . طمأنينه
طمأنينه چطور ؟ اين هم واقعاً عجيب است ! بنده در حال نماز وقتى حمد و سوره را مىخوانم ، همهء آن شرايط را رعايت مىكنم اما خودم را تكان مىدهم ؛ يك پايم را برمىدارم ، يك پاى ديگر را مىگذارم ، خودم را به طرف راست و چپ حركت مىدهم . مىگويد اين نماز تو باطل است . در ركوع يا سجود مرتب خودم را حركت