تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
است . مثلًا شما كه در فضاى اين حسينيه « 1 » قرار گرفته‌ايد ، اگر قبل از آنكه به اينجا بياييد در يك تالار كوچكتر از اينجا مثلًا ثلث اينجا مىبوديد ، اين تالار به نظرتان خيلى بزرگ مىآمد . ولى اگر برعكس ، اول شما در تالارى باشيد كه سه برابر اينجا باشد ، از آنجا كه به اينجا مىآييد ، اين تالار به نظرتان خيلى كوچك مىآيد . هميشه انسان وقتى موجودى را در كنار موجود ديگر مىبيند ، اگر آن موجود ديگر بزرگتر از آن باشد ، آن را كوچك مىبيند و اگر كوچكتر از آن باشد ، آن را بزرگ مىبيند . لهذا افرادى كه با عظمت پروردگارشان آشنا هستند و عظمت پروردگار را حس مىكنند ، اصلًا هر چيز ديگرى در نظرشان حقير و كوچك است ، نمىتواند بزرگ باشد . سعدى در بوستان خيلى عالى مىگويد :
برِ عارفان جز خدا هيچ نيست * ره عقل جز پيچ در پيچ نيست
مىگويد عارفان غير از خدا براى هيچ چيز شيئيّت قائل نيستند و مىگويند اصلًا وجود ندارد . يكى از معانى « وحدت وجود » همين است كه عارف وقتى خدا را به عظمت مىشناسد ، ديگر اصلًا نمىتواند بگويد غير از او موجود ديگرى هست ؛ مىگويد اگر وجود ، « او » است غير « او » هرچه هست عدم است . سعدى هم وحدت وجود را به همين معنى مىگويد . بعد مىگويد :
توان گفتن اين با حقايق شناس * ولى خرده گيرند اهل قياس
حقيقت شناسان مىفهمند كه من چه مىگويم اما افرادى كه به قول او اهل قياسند عيب مىگيرند كه وحدت وجود يعنى چه ؟ !
كه پس آسمان و زمين چيستند * بنى آدم و ديو و دد كيستند
اگر غير خدا چيزى نيست ، پس زمين چيست ؟ آسمان چيست ؟ بنى آدم چيست ؟ ديو و دد چيست ؟
پسنديده پرسيدىاى هوشمند * جوابت بگويم درايت پسند
كه خورشيد و دريا و كوه و فلك * پرى و آدميزاد و ديو و مَلَك
همه هرچه هستند از آن كمترند * كه با هستىاش نام هستى برند
مىگويد : من نمىگويم آسمان و زمين و انسان و فرشته وجود ندارد كه وقتى مىگويم خدا هست و غير خدا نيست ، تو بگويى من منكر اشياء ديگر شده‌ام ؛ نه ،
هامش
( 1 ) [ حسينيهء ارشاد ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 527 | مرتضى مطهرى