تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
چشمهايش را باز كرد و فرمود : تمام خويشان نزديك مرا بگوييد بيايند بالاى سر من حاضر شوند . ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت كرديم . وقتى همه جمع شدند ، امام در همان حالات كه لحظات آخر عمرش را طى مىكرد يك مرتبه چشمش را باز كرد ، رو كرد به جمعيت و همين يك جمله را گفت : انَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلوةِ « 1 » هرگز شفاعت ما به مردمى كه نماز را سبك بشمارند نخواهد رسيد . اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم كرد . امام نفرمود كه شفاعت ما به مردمى كه نماز نمىخوانند نمىرسد ؛ آن كه تكليفش خيلى روشن است ، بلكه فرمود به كسانى كه نماز را سبك مىشمارند . يعنى چه نماز را سبك مىشمارند ؟ يعنى وقت و فرصت دارد ، مىتواند نماز خوبى با آرامش بخواند ولى نمىخواند . نماز ظهر و عصر را تا نزديك غروب نمىخواند ، نزديك غروب كه شد يك وضوى سريعى مىگيرد و بعد با عجله يك نمازى مىخواند و فوراً مهرش را مىگذارد آن طرف ؛ نمازى كه نه مقدمه دارد نه مؤخره ، نه آرامش دارد و نه حضور قلب . طورى عمل مىكند كه خوب ديگر اين هم يك كارى است و بايد نمازمان را هم بخوانيم . اين ، خفيف شمردن نماز است . اين‌جور نماز خواندن خيلى فرق دارد با آن نمازى كه انسان به استقبالش مىرود ؛ اول ظهر كه مىشود با آرامش كامل مىرود وضو مىگيرد ، وضوى با آدابى ، بعد مىآيد در مصلّاى خود اذان و اقامه مىگويد و با خيال راحت و فراغ خاطر نماز مىخواند . « السّلام عليكم » را كه گفت فوراً در نمىرود ، مدتى بعد از نمازْ با آرامش قلب تعقيب مىخواند و ذكر خدا مىگويد . اين علامت اين است كه نماز در اين خانه احترام دارد . نمازخوان‌هايى كه خودشان نماز را استخفاف مىكنند يعنى كوچك مىشمارند ( نماز صبحشان آن دم آفتاب است ، نماز ظهر و عصرشان آن دم غروب است ، نماز مغرب و عشاشان چهار ساعت از شب گذشته است و نماز را با عجله و شتاب مىخوانند ) تجربه نشان داده كه بچه‌هاى اينها اصلًا نماز نمىخوانند . شما اگر بخواهيد واقعاً نمازخوان باشيد و بچه هايتان نمازخوان باشند ، نماز را محترم بشماريد . نمىگويم نماز بخوانيد ؛ بالاتر از نماز خواندن ، محترم بشماريد . اولًا براى
هامش
( 1 ) وسائل ، ج 3 / ص 17 ، ح 11 .