كتاب مفتاح مثلًا جستجو مىكردند ، در بياض « 1 » و دعا جستجو مىكردند غلط بود ، روش كسانى هم كه به كلى از دعا و عبادت و نافله و فريضه استعفا داده و فقط مىخواهند در مسائل اجتماعى اسلام بينديشند غلط است .
چهرهء يك جامعهء اسلامى
در سورهء مباركهء
انا فتحنا
مىفرمايد :
محمد رسول الله و الذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم
« 2 » . در اينجا چهرهء يك جامعهء اسلامى ترسيم شده است و مسئلهء اوّلى كه ذكر مىكند ، معيّت با پيغمبر و ايمان به پيغمبر است . مرحلهء دوم
اشداء على الكفار
در مقابل بيگانگانْ محكم ، قوى و نيرومند بودن است . پس اين خشكه مقدسهايى كه فقط پلاس مساجد هستند و هزار تايشان را يك سرباز جلو مىاندازد و صدايشان درنمى آيد ، مسلمان نيستند . يكى از خاصيتهاى مسلمان و اولين خاصيتى كه قرآن كريم ذكر كرده است ، شدت ، قوّت و استحكام در مقابل دشمن است . اسلام ، مسلمان سست را نمىپذيرد :
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين
« 3 » . سستى در دين اسلام نيست . ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن مىگويد : هيچ دينى به اندازهء اسلام پيروان خود را به قوّت و نيرومندى دعوت نكرده است .
گردن را كج كردن ، از گوشهء لب آب ريختن ، يقه باز بودن ، يقه چرك بودن ، خود را به ننه من غريبم زدن ، پا را به زمين كشيدن ، عبا را به سر كشيدن ، اينها ضد اسلام است . ناله كردن ، آه كشيدن ضد اسلام است .
اما بنعمة ربك فحدث
« 4 » . خدا به تو سلامت داده ، قوّت داده ، قدرت و نيرو داده . تو كه مىتوانى كمرت را راست بگيرى ، چرا بى خود كج مىكنى ؟ تو كه مىتوانى گردنت را راست نگه دارى ، چرا بى خود كج مىكنى ؟ چرا بى خود آه مىكشى ؟ آخر آه كشيدن يعنى يك دردى دارم ؛ خدا كه به تو دردى نداده ، چرا آه مىكشى ؟ اين كفران نعمت خداست . آيا على همينطور راه مىرفت كه من و تو راه مىرويم ؟ آيا على اينجور عبا را بر سر مىكشيد و اين طرف و آن طرف مىرفت ؟ ! اينها از اسلام نيستند .
اشداء على الكفار
در مقابل بيگانه ،
هامش
( 1 ) كتاب دعا
( 2 ) فتح / 29 .
( 3 ) آل عمران / 139 .
( 4 ) ضحى / 11 .