اوضاع و احوال مستمندها ، بيچارهها ، مساكين و شاكيهاست . درحالى كه خليفه بود ، روزها دِرّهء خودش يعنى شلّاقش را روى دوشش مىانداخت و شخصاً در ميان مردم گردش مىكرد و به كارهاى آنها رسيدگى مىنمود . به تجّار كه مىرسيد فرياد مىكرد : الْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ « 1 » اول برويد مسائل تجارت را ياد بگيريد ، احكام شرعىاش را ياد بگيريد ، بعد بياييد تجارت كنيد ؛ معاملهء حرام نكنيد ، معاملهء ربوى نكنيد . اگر كسى مىخواست دير به دنبال كسبش برود ، على مىگفت زود پاشو برو : اغْدوا الى عِزِّكُمْ « 2 » . اين مرد عابد اينچنين بود . اول بار من اين حديث را از مرحوم آيت اللَّه العظمى بروجردى شنيدم . يك وقت مرد فقيرى ، متكدىاى آمده بود به ايشان چسبيده بود و چيزى مىخواست . ايشان به قيافهاش نگاه كرد ، ديد مردى است كه مىتواند كار و كاسبى بكند ، گدايى برايش حرفه شده است . نصيحتش كرد . از جمله همين جملهء على عليه السلام را فرمود ، گفت اميرالمؤمنين به مردم فرياد مىكرد : اغْدوا الى عِزِّكُمْ صبح زود به دنبال عزت و شرف خودتان برويد ، يعنى برويد دنبال كار و كسب و روزىتان . انسان وقتى كه از خود درآمد داشته باشد و زندگىاش را خود اداره كند ، عزيز است . كار و كسب ، عزت و شرافت است .
اين را مىگويند نمونهء يك مسلمان واقعى . در عبادت اول عابد است . در مسند قضا كه مىنشيند ، يك قاضى عادل است كه يك سر مو از عدالت منحرف نمىشود .
ميدان جنگ مىرود ، يك سرباز و يك فرمانده شجاع است ؛ يك فرمانده درجهء اول كه خودش فرمود : من از اول جوانى جنگيدهام و در جنگ تجربه دارم . روى كرسى خطابه مىنشيند ، اول خطيب است . روى كرسى تدريس مىنشيند ، اول معلم و مدرّس است ، و در هر فضيلتى همينطور است . اين ، نمونهء كامل اسلام است .
اسلام هرگز
نؤمن ببعض و نكفر ببعض
را نمىپذيرد كه بگوييم اين گوشهء اسلام را قبول داريم ولى آن گوشهاش را قبول نداريم . انحرافات در دنياى اسلام از همين جا پيدا شده و مىشود كه ما يك گوشه را بگيريم و بچسبيم ولى گوشههاى ديگر را رها كنيم . به اين ترتيب قهراً همه را خراب و فاسد مىكنيم . همين طورى كه روش بسيارى از زاهد مسلكان ما در گذشته غلط بود ، روش كسانى كه تمام اسلام را در
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 12 / ص 282 ، ح 1 .
( 2 ) همان ، ص 4 ، ح 10 .