تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
اهميت زيادى ندارد ؛ برو دنبال تعليمات اخلاقى اسلام ، برو دنبال تعليمات اجتماعى اسلام ؛ مسئلهء عبادت مال بيكارهاست ؛ آنهايى كه كار مهمترى ندارند بايد نماز بخوانند و عبادت كنند اما آدمى كه كار مهمترى دارد كه ديگر لزومى ندارد عبادت كند ! . اين هم فكر غلطى است و بسيار بسيار خطرناك . اسلام را همان طورى كه هست بايد شناخت . اين را كه من عرض مىكنم به خاطر اين است كه به صورت يك بيمارى در اجتماع خودمان احساس مىكنم . با كمال تأسف الآن در اجتماع ما اكثر آنهايى كه شور اسلامى دارند ، دو دسته هستند : يك دسته ربيع بن خثيمى فكر مىكنند ، مثل خواجه ربيع فكر مىكنند . اسلام براى اينها عبارت است از ذكر و دعا و نافله خواندن و زيارت رفتن و زيارت عاشورا خواندن . اسلام براى اينها يعنى كتاب مفاتيح و كتاب زاد المعاد . همهء اسلام براى اينها در كتاب مفاتيح خلاصه شده است و غير از اين چيزى اساساً وجود ندارد . درست مثل ربيع بن خثيم فكر مىكنند ؛ اصلًا كارى به دنيا ندارند ، كارى به زندگى ندارند ، كارى به مقررات اجتماعى اسلام ندارند ، كارى به اصول و اركان اسلام ندارند ، كارى به تربيت اسلام ندارند ، به هيچ چيز اساساً كارى ندارند . عكس العمل كندروى اينها اين است كه يك طبقهء ديگرى پيدا شده از تندروها كه واقعاً به مسائل اجتماعى اسلام اهميت مىدهند و حساسيت هم نشان مىدهند . اين‌جور اشخاص از اين نظر خيلى هم باارزش هستند ، ولى برخى از همينها را من گاهى ديده‌ام كه مثلًا مستطيع شده است اما به حج نمىرود . اين آدمى كه واقعاً مسلمان است ، واقعاً به اسلام علاقه‌مند است و دلش براى اسلام مىتپد ، وقتى مستطيع مىشود به مكه نمىرود ، اصلًا برايش خيلى مهم نيست . به نمازش اهميت نمىدهد . به اينكه در مسائل بايد تقليد كرد اهميت نمىدهد ، با اينكه تقليد يك امر معقولى است . معناى تقليد چيست ؟ مىگويند آقا تو يا بايد مسائلى مانند نماز و روزه را مستقيماً خودت استنباط كنى ، يعنى اينقدر متخصص باشى كه خودت از روى تخصص استنباط كنى يا عمل به احتياط بكنى كه كارت خيلى دشوار است ، و يا يك متخصص عادل عالم جامع الشرايط را درنظر بگير و مثل اينكه به يك طبيب متخصص مراجعه مىكنى ، مطابق نظر او رفتار كن . نمىشود كه انسان تقليد نكند ؛