معنى كه اگر انسان كارهاى خيرى انجام بدهد و نماز نخواند و يا نماز بخواند اما نماز نادرست و غيرمقبولى كه رد بشود ، ساير كارهاى خير او هم رد مىشود .
شرط قبولى ساير كارهاى خير انسان ، قبول شدن نماز اوست . در حديث ديگر است كه : الصَّلوةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ « 1 » نماز مايهء تقرّب هر انسان پرهيزكار است . باز در حديث ديگر است كه شيطان هميشه از مؤمن ناراحت و گريزان است مادامى كه مراقب و محافظ نمازش هست ؛ و امثال اينها كه ما در اخبار و احاديثْ زياد داريم و حتى از خود قرآن مجيد مىتوان اين مطلب را يعنى اهميت فوق العادهء نماز را استنباط كرد .
سؤالى كه در اين زمينه به وجود مىآيد اين است كه گاهى از بعضى افراد شنيده مىشود كه اينهمه احاديثى كه دربارهء اهميت نماز هست لااقل بايد برخى از اينها ساختگى باشد ، درست نباشد ، احاديث صحيح و معتبر نباشد ، كلام پيغمبر و ائمّه نباشد ؛ شايد اينها را در دورههايى كه زهّاد و عبّاد زياد شدند يعنى بازار زهد و عبادت داغ شد ، ساختهاند و مخصوصاً در قرنهاى دوم و سوم هجرى كه افرادى پيدا شدند زاهد مسلك و خيلى افراطى در عبادت كه كارشان كم و بيش به رهبانيت كشيده شده بود .
نمونهاى از افراط در عبادت
از همان وقتهايى كه تصوف هم در دنياى اسلام پيدا شد ، ما مىبينيم افرادى پيدا شدند كه تمام نيروى خودشان را صرف عبادت و نماز كردند و ساير وظايف اسلامى را فراموش نمودند . مثلًا در ميان اصحاب اميرالمؤمنين مردى را داريم به نام ربيع بن خُثَيم ، همين خواجه ربيع معروف كه قبرى منسوب به او در مشهد است . حالا اين قبر ، قبر او هست يا نه ، من يقين ندارم و اطلاعم در اين زمينه كافى نيست ولى در اينكه او را يكى از زهّاد ثمانيه يعنى يكى از هشت زاهد معروف دنياى اسلام مىشمارند شكى نيست . ربيع بن خثيم اينقدر كارش به زهد و عبادت كشيده بود كه در دوران آخر عمرش « 2 » قبر خودش را كنده بود و گاهى مىرفت در قبر و لحدى كه
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 131 .
( 2 ) اين مرد بعد از شهادت اميرالمؤمنين تا دوران شهادت اباعبداللَّه كه بيست سال فاصله شد ، زنده بود يعنى ايامى كه امام حسين را شهيد كردند او زنده بود . نوشتهاند بيست سال تمام اين مرد كارش عبادت بود و يك كلمه به اصطلاح حرف دنيا نزد .