بگيريم ؟ مىبينيد كه در ميان مردم هم اين حرف خيلى زياد است : « چرا ما روزهء شكدار بگيريم ، اين چه كارى است ؟ چرا جايى بجنگيم كه شك داريم ؟ مىرويم جايى كه روزهاى كه مىگيريم روزهء شكدار نباشد . » اين چه ارزشى دارد ؟ اسلام بصيرت مىخواهد ؛ هم عمل مىخواهد و هم بصيرت . اين آدم ( خواجه ربيع ) بصيرت ندارد . در دوران ستمگرى مانند معاويه و ستمگرترى مانند يزيدبن معاويه زندگى مىكند ( معاويهاى كه دين خدا را دارد زيرورو مىكند ، يزيدى كه بزرگترين جنايتها را در تاريخ اسلام مرتكب مىشود و تمام زحمات پيغمبر دارد هدر مىرود ) ، آقا رفته يك گوشهاى را انتخاب كرده ، شب و روز دائماً مشغول نماز خواندن است و جز ذكر خدا كلمهء ديگرى به زبانش نمىآيد ؛ يك جملهاى هم كه به عنوان اظهار تأسف از شهادت حسين بن على عليه السلام مىگويد ، بعد پشيمان مىشود كه اينْ حرفِ دنيا شد ، چرا به جاى آن سُبْحانَ اللَّه ، الْحَمْدُ للَّهِ نگفتم ؟ چرا به جاى آن ياحَىُّ يا قَيّوم نگفتم ؟ چرا اللَّهُ اكْبَر نگفتم ، لا حَوْلَ وَلا قوَّةَ الَّا بِاللَّهنگفتم ؟ اين با تعليمات اسلامى جور درنمى آيد . لا يُرَى الْجاهِلُ الّا مُفْرِطاً اوْ مُفَرِّطاً « 1 » جاهل يا تند مىرود يا كُند .
افراط در توجه به مسائل اجتماعى
يك عده مىگويند اصلًا اين حرف كه الصَّلوةُ عَمودُ الدّين نماز پايه و عمود خيمهء دين است ، با تعليمات اسلامى جور نمىآيد ؛ اسلام دينى است كه بيش از هر چيزى به مسائل اجتماعى اهميت مىدهد ، اسلام دين
ان الله يأمر بالعدل و الاحسان
« 2 » است ، اسلام دين
لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط
« 3 » است ، اسلام دين امر به معروف و نهى از منكر است :
كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر
« 4 » ، اسلام دين فعاليت و عمل و كار است ، اسلام دين بزرگى است ؛ دينى كه اينهمه به اين مسائل اهميت مىدهد ، چطور مىشود براى عبادات اينهمه اهميت قائل بشود ؟ نه ، پس اساساً مسئلهء عبادت در دنياى اسلام
هامش
( 1 ) نهج البلاغه فيض الاسلام ، حكمت 67 .
( 2 ) نحل / 90 .
( 3 ) حديد / 25 .
( 4 ) آل عمران / 110 .