تسلط بر نفس . تسلط بر نفس همان است كه امام صادق فرمود ربوبيت ( الْعُبُوديّةُ جوهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبوبيَّة ) . .
پس اگر ما ماه رمضانى را گذرانديم ، شبهاى احيايى را گذرانديم ، روزههاى متوالى را گذرانديم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس كرديم كه بر شهوات خودمان بيش از پيش از ماه رمضان مسلّط هستيم ، بر عصبانيت خودمان از سابق بيشتر مسلّط هستيم ، بر چشم خودمان بيشتر مسلّط هستيم ، بر زبان خودمان بيشتر مسلّط هستيم ، بر اعضا و جوارح خودمان بيشتر مسلّط هستيم و بالاخره بر نفس خودمان بيشتر مسلّط هستيم و مىتوانيم جلو نفس امّاره را بگيريم ، اين علامت قبولى روزهء ماست . اما اگر ماه رمضانى گذشت و تمام شد و حظّ ما از ماه رمضان - آنطور كه پيغمبر اكرم فرمود كه بعضى از مردم حظّشان از روزه فقط گرسنگى و تشنگى است - فقط اين بوده كه يك ماه يك گرسنگيهايى و يك تشنگيهايى كشيديم ( اغلب هم از بس كه سحر و افطار مىخوريم تشنه و گرسنه هم نمىشويم ولى لااقل بدحال مىشويم ) ، يك بدحالى پيدا كرديم و در نتيجهء اين بدحالى قدرت ما بر كاركردن كمتر شد و بعد آمديم روزه را متهم كرديم كه روزه هم شد كار در دنيا ؟ ! ( آن كه محصل و دانشجوست گفت من در تمام اين ماه رمضان قدرت درس خواندنم كم شد و آن كه اهل كار ديگرى است گفت قدرت فلان كار من كم شد ، پس روزه بد چيزى است ) ، اين علامت قبول نشدن روزهء ماست ؛ در صورتى كه اگر انسان در ماه رمضان روزه گير واقعى باشد ، اگر واقعاً به خودش گرسنگى بدهد و همينطور كه گفته شده است سه وعده غذا را تبديل به دو وعده كند ، يعنى قبلًا يك صبحانه و يك ناهار و يك شام مىخورد ، حالا ديگر ناهار نداشته باشد ، افطارش فقط به اندازهء يك صبحانهء مختصر باشد ، بعد هم سحر نه خيلى زياد بر معده تحميل كند بلكه يك غذاى متعارف بخورد ، بعد احساس مىكند كه هم نيروى بدنىاش بر كار افزايش پيدا كرده است و هم نيروى روحىاش بر كار خير و براى تسلط بر نفس . اين حداقل عبادت است .
آيهاى در ابتداى سخنم خواندم ، اين آيه را برايتان ترجمه كنم كه مفادش همين مطلب است . قرآن و نهج البلاغه و امام جعفر صادق و امام زين العابدين هرچه كه كلمات را متفرّق و به زبانهاى مختلف گفته باشند ولى وقتى كه شما نگاه مىكنيد مىبينيد همه يك حقيقت را دريافتهاند و يك حقيقت را ذكر مىكنند . ما در دو آيه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 474
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٧٤