مىگويند ما هر شعرى هم كه در ديوانهاى منسوب باشد ، اگر ببينيم به تيپ شعر حافظ مىخورد قبول مىكنيم .
حافظ معلم رسمى هم زياد داشته ، يكى از استادهايش مير سيد شريف جرجانى معروف است .
در مقدمهء حافظ انجوى از حافظ شيرين سخن مرحوم دكتر معين نقل مىكند « 1 » : .
هرگاه در مجلس درس مير سيد شريف علامهء گرگانى شعر خوانده مىشد ، مىگفت به عوض اين ترّهات به فلسفه و حكمت بپردازيد ، اما چون شمس الدين محمد مىرسيد علامهء گرگانى مىپرسيد بر شما چه الهام شده است ؟ غزل خود را بخوانيد . شاگردان علامه به وى اعتراض مىكردند اين چه رازى است كه ما را از سرودن شعر منع مىكنى ولى به شنيدن شعر حافظ رغبت نشان مىدهى ؟ استاد در پاسخ مىگفت : شعر حافظ همه الهامات و حديث قدسى و لطائف حكمى و نكات قرآنى است .
« لطائف حكمى با نكات قرآنى » تعبير خود حافظ است كه مىگويد آنچه من مىگويم لطائف حكمى است با نكات قرآنى . اين جملهء مير سيد شريف در واقع از خود حافظ گرفته شده .
معلوم مىشود كه حتى در زمانى كه حافظ هنوز جوان و شاگرد مير سيد شريف بوده ، تلقى افرادى نظير مير سيّد شريف از حافظ در اين حد بوده است .
يادم نيست من در كجا خواندم كه اين لقب « لسان الغيب » را كه به حافظ دادهاند مال عصرهاى متأخر نيست ، از همان زمانهاى قديم به او « لسان الغيب » مىگويند .
اگر اين حرف درست باشد ، قرينهء ديگرى است كه اين مرد از همان زمان خودش به عنوان يك مرد عارف اهل معنا [ شناخته مىشده ] به طورى كه اساساً او را زبان غيب مىدانستهاند يعنى اينجور فكر مىكردند كه اين شعرها را كه او سروده ، او نبوده به عنوان يك بشر كه بسرايد ، بلكه از غيب به زبان او جارى مىشده
هامش
( 1 ) مرحوم دكتر معين هم يك آدمى بود كه هميشه مستند حرف مىزد ، هيچ وقت بىاستناد حرف نمىزد .