تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
آمدند و گفتند : حال كه تو سرطان دارى معلوم است كه مىميرى ، بنابراين خداحافظ ! ما ديگر رفتيم . هردو همان جا خداحافظى كردند و فكر نكردند كه اين بدبخت در اين شرايط احتياج به محبت و مهربانى دارد . آقاى محققى مىگفت : ما چون ديديم كسى را ندارد ، مكرر به عيادتش مىرفتيم . روزى از بيمارستان خبر دادند كه او مرده است . براى تكفين و تجهيزش و جمع كردن جنازه‌اش رفتيم . ديديم در آن روز پسرش آمد . پيش خود گفتيم خوب است كه لااقل براى تشييع جنازه‌اش آمده است . ولى وقتى تحقيق كرديم متوجه شديم او از پيش ، جنازه را به بيمارستان فروخته و حال آمده جنازه را تحويل دهد و پولش را بگيرد و برود !

تقدم عدالت بر ايثار

مقصود اصلى من اين نبود . در اينكه آنها مردم بىعاطفه‌اى هستند ، شكى نيست ولى من اين مطلب را مىخواهم بگويم كه بسيارى از كارهاى ما هم كه اسمش را عاطفه مىگذاريم عاطفه نيست ، نوعى خودخواهى است كه اسم عاطفه و انسانيت روى آن مىگذاريم . معناى عاطفه چيست ؟ معناى عاطفه اين است كه انسان از حق مشروع خود به نفع ديگرى استفاده كند . چنين آدمى بايد كلاس قبل از اين را طى كرده باشد . كلاس قبل از اين كدام است ؟ اين است كه به حقوق مردم تجاوز نكند و حقوق آنها را محترم شمارد و حق خود را استيفا كند و بعد ، از حق مشروع خود به نفع مردم استفاده كند . هركسى اين كار را كرد ، به اين [ خصلت او ] عاطفهء اجتماعى مىگويند . اما شما افرادى را مىبينيد كه به حق خود قانع نيستند و دائماً در زندگى از هر راهى كه شده مىخواهند پولى به دست آورند ، نه حلال مىفهمند نه حرام و حقوق مردم را محترم نمىشمارند و به حقوق ديگران تجاوز مىكنند . همين آدم يك روزى هم به خاطر فلان دوستش چندين هزار تومان خرج مىكند و بعد ما مىخواهيم اين را به حساب سخاوت و انسان دوستى و عاطفهء اجتماعى بگذاريم . نه ، اين عاطفهء اجتماعى نيست ؛ خودخواهى است ، نامجويى است . اينكه انسان براى اينكه مىخواهد خودپرستى كرده و نام خود را بلند كرده باشد چنين كارى مىكند ، انسان دوستى نيست . كسى كه حقوق چندين انسان را پايمال كرده و بعد براى يك انسان ديگر خرج مىكند ، انسان دوست نيست . اكثر كارهايى كه ما مىكنيم