تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
كرده‌اند كه هيچ وقت به اهل خانه فرمان نمىداد . حتى يك وقت كه ايشان مريض بودند و خانوادهء ايشان برايشان شوربا ( آش برنج ) تهيه كرده بودند ، بچه‌ها آمده بودند و غذا را دم در گذاشته و رفته بودند . ايشان هم مريض و در گوشهء اتاق بسترى بود و نمىتوانست از جا بلند شود . چند ساعت گذشت . وقتى آمدند ديدند غذا را نخورده است ، چرا ؟ براى اينكه مستلزم اين بود كه يكى از بچه‌ها را صدا كند و بگويد اين كار را براى ايشان انجام بدهد . شبهه مىكرد كه آيا شرعاً براى من جايز است زنم را از آشپزخانه صدا كنم و بگويم اين كار را انجام دهد ؟ حال در آشپزخانه كارى به ميل و رضاى خودش مىكند و من هم به او دستور نداده‌ام و خودش مىگويد كه مايلم كار كنم ، اما كارى كه مستلزم اين باشد كه من به او فرمان دهم ، نمىكنم . پس عاطفه آن وقت عاطفه است و ايثار آن وقت ايثار است كه براى خودنمايى و از روى خودخواهى نباشد

نمونه‌اى از ايثار واقعى

داستانى از اصحاب حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده‌اند كه مربوط به جنگ موته است و واقعاً حيرت افزاست . اين را نمونه‌اى از ايثار مىگويند . در جنگ موته عده‌اى مجروح افتاده بودند . وقتى خون از بدن مجروح مىرود و بدن احتياج به خون جديد پيدا مىكند ، طبيعتْ تشنگى را غالب مىكند ، چون بدن براى اينكه خون جديد بسازد احتياج به آب دارد و لهذا خود مجروح بودن و رفتن خون زياد از بدن تشنگىآور است . مردى ظرف آبى را برداشت و در ميان مجروحين مسلمان حركت كرد تا اگر مجروحى را پيدا كند كه احتياج به آب دارد ، به او آب بدهد . به يكى از مجروحين رسيد و ديد تشنه است . آمد به او آب بدهد اما او به يك نفر ديگر اشاره كرد ، يعنى آب را به او بده كه او از من مستحق‌تر است . سراغ نفر دوم رفت ولى او هم يك نفر ديگر را سراغ داد و گفت : سراغ او برو كه از من مستحق‌تر است . رفت سراغ او ، ديد كه مرده است . برگشت سراغ دومى ، ديد او هم مرده است . رفت سراغ اولى ، ديد او هم مرده است . اين را ايثار و از خودگذشتگى مىگويند ؛ يعنى در نهايت احتياج خود ، ديگران را بر خود مقدم داشتن .