اين تعبير اقتباس از كلام مقدس نبوى است كه فرمود : اعْدى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْكَ « 1 » خطرناك ترين دشمنان تو همان نفس خودت است كه در ميان دو پهلويت قرار گرفته است . سعدى در گلستان مىگويد : از عارفى معنى اين حديث را پرسيدند كه چرا پيغمبر فرمود : اعْدى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ نفس خودت از همهء دشمنها با تو دشمنتر و از همه نسبت به تو خطرناكتر است ؟ آن مرد عارف اينطور جواب داد :
براى اينكه اگر تو به هر دشمنى نيكى كنى و آنچه مىخواهد به او بدهى با تو دوست گردد ، الّا نفس كه هرچه بيشتر خواسته هايش را به او بدهى با تو دشمنتر مىگردد .
پس به چشم يك دشمن به نفس نگاه كردهاند و اين نفس همان « خود » است ؛ مىگوييم : نفس پرستى يا خودپرستى .
حال مىخواهيم اين مطلب را بشكافيم ، ببينيم كه اين « خود » يا خودخواهىاى كه گفته مىشود بد است چيست
درجهء اول خودخواهى
يك درجه از خودخواهى اين است كه انسان خودمحور باشد ، به اين معنا كه فقط براى خودش كار مىكند و تمام كارها و حركاتش براى خودش است ؛ از صبح كه حركت مىكند تا شب كه مىخوابد تمام تلاشهايش براى زندگى خودش است ، براى شكمش است كه سير شود ، براى تنش است كه پوشيده شود و براى مسكنش است كه در جايى سكنى گزيند . فعاليت در اين حد چطور است ؟ آيا اين ، سيّئهء اخلاقى و ضد اخلاق است كه انسان براى خودش در اين حد فعاليت كند ؟ بايد گفت اين گونه فعاليت اخلاق نيست ، يعنى يك ارزش انسانى نيست ، ولى در عين حال ضد اخلاق و يا يك بيمارى هم نيست .
در اينجا توضيحى دربارهء اخلاق و ضد اخلاق عرض مىكنم . قرآن براى انسان يك مقام فوق حيوانى قائل است و يك مقام همدرجهء با حيوان و يك مقام پايينتر از حيوان ؛ يعنى انسان گاهى در حيوانيت با حيوان همدرجه مىشود ، گاهى ارزشى بالاتر از حيوان - و حتى بالاتر از ملك و فرشته - پيدا مىكند و گاهى ارزش منفى پيدا مىكند و زير صفر قرار مىگيرد ، يعنى از حيوان هم پستتر مىشود . كارهاى
هامش
( 1 ) محجة البيضاء ، ج 5 / ص 6