تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
شدن » خودش چيز ديگرى است . هركس كه از مادر متولد مىشود ، به اين معنا آدم نيست ، تا آنجا كه گفته‌اند : ملّا شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشكل ! يعنى همان‌طور كه انسان وقتى به دنيا مىآيد عالِم بالقوّه است نه عالم بالفعل ، همچنين آدم بالقوّه است نه آدم بالفعل . وقتى مسئله به اين مرحله مىرسد ، به اين شكل طرح مىشود كه آن آدم شدن و انسانيت كه هركسى بايد آدم و انسان شود چيست ؟ اين انسانيت را يك زيست شناس نمىتواند به ما نشان دهد و يك پزشك هم نمىتواند آن را به ما معرفى كند . انسانيت امرى است كه حتى ماديترين مكتبهاى عالم هم آن را انكار نمىكنند ولى در عين حال با معيارهاى مادى هم نمىشود آن را [ شناخت ] و لهذا گفتيم كه انسان ، خودش براى خودش دروازهء معنويت است . يكى از دروازه‌ها كه انسان مىتواند از وجود خودش به عالم معنا پى ببرد و بفهمد كه غير از مسائل مادى چيزهاى ديگرى هم هست « 1 » انسانيت است كه امرى وراى زيست شناسى است . ماديترين ماديهاى عالم هم قائل به يك چيزهايى است كه اسمش را « ارزشهاى انسانى » مىگذارد « 2 » . وقتى مىگويد ارزشهاى انسانى ، يعنى امور انسانى غير مادى . ما مىخواهيم ارزشهاى اصيل انسانى را بر مبناى اسلام بشناسيم ؛ يعنى مىخواهيم بفهميم اسلام ارزشهاى اصيل انسانى را چه چيز مىداند . ما تا مكتبهاى مختلف را طرح و سپس نقد نكنيم ، نمىتوانيم نظر اسلام را بشناسيم . منظور از نقد ، نقد به معنى واقعى است كه به معنى ايراد گرفتن نيست . نقد به معنى واقعى مانند عمل صرّاف است ، يعنى آن كارى كه صراف با يك سكه انجام مىدهد . او سكه را به محك مىگذارد و عيارش را به دست مىآورد ؛ مىخواهد بفهمد چند درصد يك سكه طلاى خالص يا نقرهء خالص است و چقدر مخلوط دارد . بنابراين ، نه اين است كه نقد كردن همه‌اش رد كردن باشد . نقد كردن يعنى اينكه ببينيم كه با معيارها و محكهاى اسلامى ، آن سكه‌ها چه از آب در مىآيد . سكه‌اى را فلاسفه عرضه داشته‌اند ، سكه‌اى را عرفا عرضه داشته‌اند و سكه‌هايى را مكتبهاى ديگر . ما اينها را يك يك طرح مىكنيم ، و تا سكه‌هاى ديگران را دقيقاً بررسى نكنيم نمىتوانيم
هامش
( 1 ) هست ولى محسوس و ملموس نيست و در لابراتوار نمىشود آن را پيدا كرد و همهء مردم دنيا هم آن را قبول دارند . ( 2 ) اين ، اسمى است كه بر آن مىگذارد ولى نمىتواند آن را بشناسد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 212 | مرتضى مطهرى