داريم . معمولًا در تعبيرات اسلامى صحبت از تهذيب و اصلاح نفس است .
در تعبيرات شعرا مسئلهء نفس كشى و نفس كشتن زياد آمده است . حال ما با تعبير ، چندان مخالفتى نداريم ، ولى دربارهء مسئلهء نفس كشى و به عبارت ديگر خود را درهم شكستن ، خود را كوبيدن ، يعنى خودبين نبودن و خودپسند و خودخواه نبودن ، در عرفانِ ما طورى سخن گفته شده است كه غالباً يك نكتهء بسيار اساسى كه در اسلام از آن به « كرامت نفس » تعبير مىكنيم ، مورد غفلت واقع شده است . اين بحث اندكى مفصلتر است .
همانطور كه در ابتداى سخنم عرض كردم چون عرفان شيرين است و عرفا با زبان ادب ، نثر و نظم مدعاى خودشان را خيلى گفتهاند و پخش كردهاند ، انسان كامل عرفا در سرنوشت جامعهء ما خيلى اثر دارد ؛ يعنى ما بيشتر انسان و الا و انسان متعالى را همان مىدانيم كه عرفا معرفى كردهاند . از اين جهت لازم است مقدارى بيشتر دربارهء انسان متعالىاى كه عرفا معرفى كردهاند بحث كنيم . مطلب آخرى كه عنوان كردم فقط براى اين بود كه عرض كرده باشم اين هم يك نقطهء ضعف ديگرى است .
ان شاء اللَّه در جلسهء بعد دربارهء اين مطلب و بعضى از قسمتهاى ديگر صحبت خواهم كرد .
و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢١٠