8 نقد و بررسى مكتب عرفان ( 1 )
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ .
.
بحثهاى ما در اين جلسات ، در واقع تلاش و كوششى براى شناخت انسان كامل از نظر اسلام است . گفتيم كه انسان ، تنها موجودى است كه خودش از خودش تفكيك پذير است . يعنى ما نمىتوانيم سنگى داشته باشيم كه خصلت سنگى نداشته باشد ، يا گربهاى داشته باشيم فاقد گربگى ، يا سگى داشته باشيم فاقد سگى ، يا پلنگى فاقد خصلت پلنگى ؛ هر پلنگى در دنيا آن خصلتهايى را كه « پلنگى » مىناميم ، به حكم غريزه داراست . ولى اين انسان است كه انسان بودن خودش را ندارد و بايد آن را تحصيل كند . همچنين گفتيم انسان بودن انسان اصلًا مربوط به جنبههاى زيستى و به اصطلاح بيولوژيك نيست ؛ يعنى آنچه كه به نام انسانيت و يا آدميت در زبان قديم ناميده مىشود [ غير از ويژگيهاى زيستى انسان است . ]
تن آدمى شريف است به جان آدميت * نه همين لباس زيباست نشان آدميت
اجمالًا همه مىدانند به صرف اينكه يك موجود ، يك انسانِ زيستى يعنى يك انسان از نظر علم الحيات و پزشكى باشد ، كافى نيست كه ما آن را انسان بناميم ؛ « آدم