نهايت راه رسيده است .
آيا « قرب به حق » درست است ؟ بدون شك . مسلّم است كه انسان اگر به آنجا برسد ، بين او و خدا حجابى نيست و خدا را با ديدهء دل مىبيند . او ديگر مثل ما نيست [ كه لازم باشد برايش اينطور استدلال كنند : ] به آسمان نگاه كنيد تا خدا را كشف كنيد ، به زمين نگاه كنيد تا خدا را كشف كنيد ، به برگ درخت نگاه كنيد تا خدا را كشف كنيد . خدا براى او از اين برگ درخت و اين زمين و آسمان روشنتر است .
مگر امام حسين عليه السلام همين مطلب را نفرموده است : ا يَكونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيْسَ لَكَ « 1 » ؟ .
شخصى از على عليه السلام پرسيد : آيا خدا را ديدهاى ؟ فرمود : من اصلًا خدايى راكه نديده باشم عبادت نكردهام ! بعد براى اينكه او خيال نكند منظور ، ديدن خدا با چشم است كه خدا در يك [ جايى ] قرار گرفته باشد ، فرمود :
لا تَراهُ الْعُيونُ بِمُشاهَدَةِ الْعِيانِ وَ لكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلوبُ بِحَقائِقِ الْايمانِ « 2 » .
با چشم سر ، او را نديدهام ولى با چشم دل ديدهام ، شهودش كردهام
برخى اشكالات مكتب عرفان
1 . تحقير عقل
. تا اين مقدار مىشود براى « انسان كامل » عرفا از اسلام تأييد آورد . اما در مكتب عرفان يك چيزهايى تحقير شده است كه اسلام با آن تحقيرها موافق نيست و به همين دليل انسان كامل عرفان انسان نيمه كامل است « 3 » . در عرفان ، خيلى علم و عقل تحقير شده است ؛ در حالى كه اسلام در عين اينكه دل را قبول دارد عقل را هم تحقير نمىكند ؛ در عين اينكه دل را قبول دارد ، عشق و سير و سلوك را قبول دارد ، هرگز حاضر نيست عقل و فكر و استدلال و منطق را تحقير كند ؛ براى عقل و فكر و
هامش
( 1 ) از فقرات دعاى عرفه : [ آيا غير تو ظهورى دارد كه تو ندارى ؟ ]
( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 177
( 3 ) البته ممكن است بعضى عرفا منطقشان را به اسلام خيلى نزديك كرده باشند . ما راجع به آن بحثى نداريم .