تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
اعتبارعقل حمايت نشده است . شما اسلام را با مسيحيت مقايسه كنيد . مسيحيت در قلمرو ايمان ، براى عقل حق مداخله قائل نيست . مىگويد : آنجايى كه انسان بايد به چيزى ايمان بياورد ، حق ندارد فكر كند . فكر مال عقل است و عقل در اين نوع مسائل حق مداخله ندارد . آنچه كه بايد به آن ايمان داشت ، نبايد دربارهء آن فكر كرد و نبايد اجازهء فكر كردن و چون و چرا كردن به عقل داد . وظيفهء يك مؤمن ، مخصوصاً وظيفهء يك كشيش و حافظان ايمان مردم اين است كه جلو هجوم فكر و استدلال و عقل را به حوزهء ايمان بگيرند . اصلًا تعليمات مسيحى بر همين اساس است . در اسلام ، قضيه درست برعكس است . در اصول دين اسلام ، جز عقل هيچ چيز ديگرى حق مداخله ندارد ؛ يعنى اگر از شما بپرسند كه يكى از اصول دين شما چيست ، مىگوييد « توحيد » ، وجود خداى يگانه . اگر دوباره بپرسند به چه دليل به خدا ايمان آورده‌ايد ، اسلام جز از راه عقل از شما قبول نمىكند . اگر بگوييد من خودم قبول دارم كه خدا يگانه است ، دليلى هم ندارم ، تو چكار دارى ، « خُذِ الْغاياتِ وَ اتْرُكِ الْمَبادى » تو نتيجه را بگير ، به مقدمه چكار دارى ، من از قول مادربزرگم يقين پيدا كرده‌ام ، بالاخره به يك حقيقتى يقين پيدا كرده‌ام ولو از قول مادربزرگم باشد ، ولو خواب ديده باشم ! اسلام مىگويد : نه ، ولو به وجود خداى يگانه اعتقاد داشته باشى ، اما آن اعتقادى كه ريشه‌اش خواب ديدن يا تقليد از پدر و مادر يا تأثير محيط است مورد قبول نيست ؛ جز تحقيقى كه عقل تو با دليل و برهان ، مطلب را دريافت كرده باشد هيچ چيز ديگر پذيرفته نيست . اصول ايمان مسيحيت ، منطقه‌اى ممنوع براى ورود عقل است و وظيفهء يك مؤمن [ مسيحى ] حفظ اين منطقه از هجوم قواى عقلى و فكرى است . ولى ايمان در اسلام ، منطقه‌اى است كه در قرق عقل است و غير از عقل هيچ قدرت ديگرى حق مداخله در اين منطقه را ندارد . در اسلام و در متون اسلامى سخنانى فوق العاده بلند و عجيب دربارهء عقل گفته شده است . اولًا خود قرآن دائماً دم از تعقل مىزند « 1 » . گذشته از اين ، در اخبار و
هامش
( 1 ) حال شايد موفق شوم در همين جلسه حديث موسى بن جعفر را كه با استناد به آيات قرآن ، اصالت عقل را بيان كرده‌اند برايتان بخوانم ان شاء اللَّه .