را بگير » يعنى چه ؟ يك لگد هم به او بزن . او گناهى از اين بالاتر ندارد كه ضعيف است . حال كه ضعيف است ، تو هم سنگى روى سرش بينداز . نيچه - كه خودش يك آدم ضد خدا و ضد دين است - معتقد است كه دين را ضعفا اختراع كردهاند ، درست برعكس نظريهء كارل ماركس كه مىگويد : دين را اقويا اختراع كردهاند براى اينكه ضعفا را اسير خودشان نگه دارند . نيچه مىگويد : دين را ضعفا اختراع كردهاند براى اينكه قدرت اقويا را محدود كنند ، و خيانتى كه - به عقيدهء او - دين به بشر كرده است اين است كه مفاهيمى همچون بخشش ، جود ، رحم ، مروّت ، انسانيت ، خوبى ، عدالت و امثال اينها را بين مردم پخش كرده و بعد اقويا گول خوردهاند و به خاطر عدالت و جود و مروّت و انسانيت مجبور شدهاند كمى از قدرت خود بكاهند .
نيچه مىگويد : اديان گفتهاند « مجاهدهء با نفس » ؛ چرا مجاهدهء با نفس ؟ بگوييد پروريدن نفس ، نفس پرورى . اديان گفتهاند « مساوات » ، مىگويد : مساوات چرند است ، مساوات يعنى چه ؟ هميشه بايد يك عده زبردست « 1 » باشند و يك عده زيردست . زيردستها جانشان در بيايد و براى زبردستها كار كنند ، تا آنها رشد كنند و گنده شوند و مرد برتر از ميان آنها پيدا شود . اديان گفتهاند « تساوى حقوق زن و مرد » ، مىگويد : اين هم حرف مزخرفى است ؛ مرد جنس برتر و قويتر است و زن براى خدمت به مرد خلق شده و هيچ هدف ديگرى در كار نيست ؛ تساوى حقوق زن و مرد هم غلط است .
اين مكتب اساساً انسان برتر و و الا و انسان كامل را مساوى با انسان مقتدر و انسان زورمند مىداند و كمال را مساوى با قوّت و قدرت
آيا زندگى تنازع بقاست ؟
از همين قبيل حرفها كم و بيش در بين ما - ندانسته و بهطور ناخودآگاه - رواج پيدا كرده است ، مثلًا مىگوييم : زندگى تنازع بقاست . نه ، زندگى تنازع بقا نيست . تنازع بقا به معنى دفاع از خود ، حق است .
حتى بعضى از علماى اسلامى مثل فريد وجدى گفتهاند كه جنگ در ميان بشر يك ضرورت است و تا بشر هست جنگ بايد باشد . جنگ ، ناموسى در زندگى بشر
هامش
( 1 ) [ به معناى مقتدر و صاحب قدرت ]