جامعهاى است روينده و بالنده . [ مىفرمايد : ] جامعه حكم يك گياه را دارد كه در اول ، ضعيف و كوچك است ولى بعد رشد مىكند و رشد مىكند به طورى كه همهء كشاورزان را به حيرت و شگفتى وا مىدارد .
ببينيد قرآن چطور [ در جاى ديگر اين دو گرايش را ] توأم با يكديگر ذكر كرده است :
التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ
جنبههاى خدايى اين دسته را ذكر مىكند : تائبها ، عبادت كنندگان ، ستايش كنندگان ، روزه گيران ، راكعان ، ساجدان . بلافاصله پس از آن مىگويد :
الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ
« 1 » همانها كه مصلح جامعهء خود هستند و در جامعه امر به معروف و نهى از منكر مىكنند .
در آيهء ديگرى مىفرمايد :
الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ
« 2 » صبركنندگان ، مقاومت كنندگان « 3 » ، صادقان ، راستگويان ، راست كرداران ، انفاق كنندگان . بلافاصله مىگويد :
وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحارِ
و استغفاركنندگان در سحر .
بنابراين در اسلام ، اين گرايشها از يكديگر تفكيك پذير نيست . كسى كه يكى از اينها را استخفاف كند ، ديگرى را هم استخفاف كرده است .
در اوصاف اصحاب حضرت حجت ( عجّل اللَّه تعالى فرجه ) تعبيرى است كه من نه فقط در يك حديث بلكه در احاديث متعدد آن را ديدهام : رُهْبانٌ بِاللَّيْلِ لُيوثٌ بِالنَّهارِ « 4 » در شب راهبانند ؛ شب كه سراغ آنها مىروى ، گويى سراغ يك عده راهب رفتهاى ؛ ولى روز كه سراغشان مىروى گويى سراغ يك عده شير رفتهاى
نمونهاى از تاريخ اسلام
اصحاب رسول خدا در چه وضع و حالى بودند ؟ حديث معروف كافى « 5 » - كه مولوى آن را به شعر درآورده است - واقعاً عجيب است . اين حديث را شيعه و سنى « 6 » هر دو
هامش
( 1 ) توبه / 112
( 2 ) آل عمران / 17
( 3 ) « صبر » در قرآن هميشه معنايش مقاومت است ، مخصوصاً مقاومت در ميدان جنگ .
( 4 ) سفينة البحار ، مادهء صحب .
( 5 ) اصول كافى ، ج 2 / ص 53
( 6 ) كنزالعمّال ، ج 13 / ص 351