آن ، عبادتش و اين هم آرزويش ؛ آن شبش و اين هم روز و آرزويش . اين مىشود مؤمن اسلام ، مىشود انسان اسلام ، همان كه داراى هردو درد است ولى درد دومش را از درد اولش دارد . آن درد خدايى است كه اين درد دوم را در او ايجاد كرده است .
آيهاى را در آغاز سخنم تلاوت كردم :
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ .
قرآن عجيب سخن مىگويد : اى اهل ايمان ! از نماز استمداد كنيد و مدد بگيريد و از صبر ، كه مفسرين گفتهاند مقصود روزه است يا لااقل روزه يكى از اقسام صبر است . چه مددى است كه مىتوانيم از نماز بگيريم ؟ چه مددى است كه از عبادت خدا و خداپرستى مىتوانيم بگيريم ؟ همين مدد ، [ يعنى مدد در مسائل اجتماعى . ] اصلًا هر مددى را از اينجا مىشود گرفت . اگر شما مىخواهيد در اجتماع ، يك مسلمان واقعى باشيد و مىخواهيد يك مجاهد نيرومند باشيد ، بايد نمازخوان خالص و مخلصى باشيد . . . « 1 »
روشنفكرى « عُمَرى »
بعضى مىگويند نماز خواندن يعنى چه ؟ ! عبادت يعنى چه ؟ ! اينها مال پيرزنهاست ؛ انسان بايد اجتماعى باشد . اين حرفها يك نوع روشنفكرى است اما « روشنفكرى عمرى » .
شنيدهايد كه عمر ، حَىَّ عَلى خَيْرِ الْعَمَلرا از اذان برداشت ، چرا ؟ به خاطر يك روشنفكرى كه پيش خود كرد ، ولى در واقع يك اشتباه بزرگ مرتكب شد . زمان او دوران اوج فتوحات اسلامى و مجاهدهء اسلامى بود و سربازها خيل خيل به جنگ دشمن مىرفتند و با عدهء كم ، دشمن قوى را به زانو درمىآوردند . مسلمانان با سپاهى كمتر از صد هزار نفر با دو امپراطورى بزرگ ايران و روم كه هركدام با سپاه چندصد هزارى به جنگ اينها آمدهاند مىجنگند و در هردو جبهه دشمنان را شكست مىدهند . جهاد بار ديگر ارزش خود را ثابت مىكند و [ روشن مىشود ] كه وقتى اسلام مجاهد مىپرورد يعنى چه . عمر گفت : وقتى مؤذن در اذان با صداى بلند مىگويد : اللَّهُ اكْبَرُ و بعد شهادتين و حَىَّ عَلَى الصَّلوةِوحَىَّ عَلَى الْفَلاحِ ( به نماز رو بياور ،
هامش
( 1 ) [ افتادگى از نوار است . ]