در على عليه السلام سراغ داريم .
چرا قرآن مىگويد :
أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
« 1 » بدانيد كه منحصراً و منحصراً ( «
بِذِكْرِ اللَّهِ
» كه مقدم شده است ، علامت انحصار است ) با يك چيز قلب بشر آرام مىگيرد و از اضطراب و دلهره نجات پيدا مىكند و آن ياد خدا و انس با خداست .
قرآن مىگويد اگر بشر خيال كند كه با رسيدن به ثروت و رفاه به مقامِ آسايش مىرسد و از اضطراب و ناراحتى و شكايت بيرون مىآيد ، اشتباه كرده است . قرآن نمىگويد نبايد دنبال اينها رفت ، مىگويد اينها را بايد تحصيل كرد اما اگر خيال كنيد اينها هستند كه به بشر آسايش و آرامش مىدهند و وقتى بشر به اينها رسيد احساس مىكند كه به كمال مطلوب خود نائل شده است ، اشتباه مىكنيد ؛ منحصراً با ياد خداست كه دلها آرامش پيدا مىكند . بسيارى از مكتبها تكيهشان روى [ دور ماندن انسان از اصل خود ] است .
مكتبهاى ديگرى هستند كه تكيهشان روى درد انسان براى خلق خدا است ، نه درد انسان براى خدا . حتى بعضى مىگويند درد انسان براى خدا يعنى چه ؟ ! مثلًا در يكى از مجلات بحثهايى طرح شده است تحت عنوان « خدا يا انسان ؟ » يكى مىگويد : خدا ، ديگرى مىگويد : انسان و سومى مىگويد : خدا و انسان . ولى من كسى را نديدم كه بگويد : خدا و انسان از يكديگر جدا نيست ، تا خدا نباشد انسان هم نيست . تا آن درد خدايىاى را كه در انسان است نشناسيم و تا انسان به سوى خدا نرود ، درد انسانى او هم به جايى نخواهد رسيد . انسانيت ، درد خداست . درد انسان از درد خدا [ داشتن ] است
سير انسان كامل از نظر عرفا
چقدر عرفا عالى و زيبا مىگويند وقتى سير انسان كامل را مشخص مىكنند .
مىگويند : سير انسان كامل در چهار سفر رخ مىدهد :
1 . سفر انسان از خود به خدا .
2 . سفر انسان ، همراه خدا در خدا ( يعنى شناخت خدا ) .
3 . سفر انسان ، همراه خدا - نه به تنهايى - به خلق خدا
هامش
( 1 ) رعد / 28