انسانيت . هميشه اين حرف را گفتهايم : لومومبا انسان است ، موسى چومبه هم انسان است . اگر بنا باشد فقط مسئلهء خدمت به خلق مطرح باشد ، موسى چومبه يك خلق است و لومومبا هم يك خلق ديگر ، پس چرا ميان اينها تفاوت قائل مىشويد ؟
چه فرقى است ميان ابوذر و معاويه ؟ .
پس اينكه انسانيت يعنى خدمت به خلق و هيچ ارزش ديگرى مطرح نيست ، باز يك نوع افراط ديگرى است .
3 . آزادى
. آزادى يكى از بزرگترين و عاليترين ارزشهاى انسانى است و به تعبير ديگر جزء معنويات انسان است « 1 » . آزادى براى انسان ارزشى ما فوق ارزشهاى مادى است .
انسانهايى كه بويى از انسانيت بردهاند ، حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه و در سخت ترين شرايط زندگى كنند ولى در اسارت يك انسان ديگر نباشند ، محكوم انسان ديگر نباشند ، آزاد زندگى كنند .
مىدانيد كه مع الاسف « 2 » بوعلى سينا مدتى وزير بود . داستان عجيبى از اين دوران زندگى او در كتاب نامهء دانشوران آمده است :
روزى با كوكبهء وزارت از راهى مىگذشت . كنّاسى را ديد كه خود بدان شغل كثيف مشغول و زبانش بدين شعر لطيف مترنّم است :
گرامى داشتماى نفس از آنت * كه آسان بگذرد بر دل جهانت
شيخ را از شنيدن آن شعر تبسم آمد . با شكرخنده از روى تعريض آواز داد كه : الحق حد تعظيم و تكريم همان است كه تو دربارهء نفس شريف مرعى داشتهاى ؛ قدر جاهش اين است كه در قعر چاه به ذلت كنّاسى دچارش كرده و عزّ و شأنش اين است كه بدين خفت و خوارى گرفتارش ساختهاى .
عمر نفيس را در اين امر خسيس تباه مىكنى و اين كار زشت را افتخار
هامش
( 1 ) معنويات انسان يعنى چيزهايى كه ما فوق حد حيوانيت اوست .
( 2 ) « مع الاسف بايد گفت ، براى اينكه اين مرد در اثر وزارت ، از كار علمى خود باز ماند . او با آن نبوغ خارق العادهاى كه داشت اگر دنبال وزارت و رياست نمىرفت ، كار خيلى بزرگترى از آنچه كرده است براى بشر انجام مىداد . اشخاصى مثل ملاصدرا هميشه متأسفند كه چرا اين مرد در اين وادى افتاد .