گرايشهاى انسانى « مَد » پيدا مىكنند و كشيده مىشوند به طورى كه همهء ارزشهاى ديگر فراموش مىشود . اينها مثل همان آدمى مىشوند كه فقط گوش يا بينى يا دستش رشد كرده است .
اين يك نكتهاى است كه غالباً جامعهها از راه گرايش صددرصد به باطل ، به گمراهى كشيده نمىشوند ، بلكه از افراط در يك حق به فساد كشيده مىشوند .
بسيارى از انسانها نيز از اين راه به فساد كشيده مىشوند
نمونههاى افراط در رشد يك ارزش خاص
1 . عبادت
. يكى از ارزشهاى انسانى كه اسلام آن را صدرصد تأييد مىكند ، عبادت است .
عبادت به همان معنى خاصش مورد نظر است « 1 » ؛ يعنى همان خلوت با خدا ، نماز ، دعا ، مناجات ، تهجّد ، نماز شب و مانند آن كه جزء متون اسلام است و از اسلام حذف شدنى نيست .
عبادت يك ارزش واقعى است ولى اگر مراقبت نشود ، جامعه به حد افراط به سوى اين ارزش كشيده مىشود ؛ يعنى اساساً اسلام فقط مىشود عبادت كردن ، فقط مىشود مسجد رفتن ، نماز مستحب خواندن ، دعا خواندن ، تعقيب خواندن ، غسلهاى مستحب بجا آوردن ، تلاوت قرآن . اگر جامعه در اين مسير به حد افراط برود ، همهء ارزشهاى ديگر آن محو مىشود ، چنان كه مىبينيم در تاريخ اسلام چنين مدّى در جامعهء اسلامى پيدا شده و حتى در افراد چنين مدّى را مىبينيم . افراد صددرصد بىغرض كه هيچ نمىشود آنها را متهم كرد ، به اين وادى افتادهاند و وقتى به اين جاده كشيده شدند ديگر نمىتوانند تعادل را حفظ كنند . چنين شخصى نمىتواند [ بفهمد ] كه خدا او را انسان آفريده و فرشته نيافريده است . اگر فرشته بود ، بايد از اين راه مىرفت . انسان بايد ارزشهاى مختلف را بهطور هماهنگ در خود رشد دهد .
به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله خبر دادند كه عدهاى از اصحاب غرق در عبادت شدهاند .
هامش
( 1 ) البته در اسلام هر كارى كه انسان براى خدا انجام دهد ، عبادت است . انسان وقتى كه دنبال كار و كسب و شغل و فعاليت مىرود و قصدش اين است كه با اين كار ، خود را از ديگران بىنياز گرداند و عائلهاش را اداره كند و به جامعهء خود خدمت نمايد ، در حال عبادت است .