تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
بنابراين ، از اين بيان قرآن معلوم مىشود كه « كامل » انسان به دليل همين امشاج بودن ، با « كامل » فرشته فرق مىكند

لزوم هماهنگى در رشد ارزشها

كمال انسان در تعادل و توازن اوست ؛ يعنى انسان با داشتن اين همه استعدادهاى گوناگون آن وقت انسان كامل است كه فقط به سوى يك استعداد گرايش پيدا نكند و استعدادهاى ديگرش را مهمل و معطل نگذارد و همه را در يك وضع متعادل و متوازن ، همراه هم رشد دهد كه علما مىگويند اساساً حقيقت عدل به توازن و هماهنگى برمىگردد . مقصود از هماهنگى در اينجا اين است كه در عين اينكه همهء استعدادهاى انسان رشد مىكند ، رشدش رشد هماهنگ باشد . مثال ساده‌اى برايتان عرض مىكنم : يك كودك كه رشد مىكند ، دست ، پا ، سر ، گوش ، بينى ، زبان ، دهان ، دندان ، احشاء و امعاء و ساير چيزها را داراست . كودك سالم كودكى است كه همهء اعضايش به‌طور هماهنگ رشد مىكنند . حال اگر فرض كنيم كه يك انسان فقط بينىاش رشد كند و ساير قسمتهاى بدنش رشد نكند - مثل كاريكاتورهايى كه مىكشند - يا فقط چشمهايش رشد كند يا فقط سرش رشد كند و تنش رشد نكند و برعكس ، و يا دستش رشد كند و پايش رشد نكند و يا پايش رشد كند و دستش رشد نكند ، چنين انسانى رشد كرده است ولى رشد ناهماهنگ . انسان كامل آن انسانى است كه همهء ارزشهاى انسانى در او رشد كنند و هيچ كدام بى رشد نمانند و همه هماهنگ با يكديگر رشد كنند و رشد هركدام از اين ارزشها به حد اعلى برسد . اين انسان مىشود انسان كامل ، انسانى كه قرآن از او تعبير به « امام » مىكند :
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
« 1 » . ابراهيم بعد از آنكه از امتحانهاى گوناگون و بزرگ الهى بيرون آمد و همه را به انتها
هامش
( 1 ) اين آيه را ان شاء اللَّه در جلسهء ديگرى برايتان به تفصيل تفسير مىكنم .