رسانيد و در همهء آن امتحانها نمرهء عالى و 20 گرفت ، [ به مقام امامت رسيد . ] يكى از امتحانهاى بزرگ ابراهيم عليه السلام آماده شدن او براى بريدن سر فرزند خودش با دست خود در راه خدا بود . او تا اين حد تسليم بود كه وقتى فهميد خداست كه به او امر مىكند ، بدون چون و چرا حاضر شد .
فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ
ابراهيم آمادهء كامل براى سربريدن و اسماعيل هم آمادهء كامل براى ذبح شدن بود ،
وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ .
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
« 1 » [ به او ندا داديم كه ] آنچه ما مىخواستيم تا همين جا بود ؛ ما واقعاً از تو نمىخواستيم سر فرزندت را ببُرى ، مىخواستيم ببينيم كه مقام تسليم تو در مقابل امر ما و رضاى ما تا چه حد ظهور و بروز مىكند .
بعد از آنكه ابراهيم از عهدهء همهء امتحانها ، از به آتش افتادن تا فرزند را به قربانگاه بردن برمىآيد و به تنهايى با يك قوم و يك ملت مبارزه مىكند ، آنگاه به او [ خطاب مىشود : ]
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
تو اكنون به حدى رسيدهاى كه مىتوانى الگو باشى ، امام و پيشوا باشى ، مدل ديگران باشى و به تعبير ديگر تو انسان كاملى ؛ انسانهاى ديگر براى كامل شدن بايد خود را با تو تطبيق دهند .
على عليه السلام انسان كامل است ، براى اينكه « همهء ارزشهاى انسانى » ، « در حد اعلى » و بهطور « هماهنگ » در او رشد كرده است ؛ يعنى هر سه شرط را داراست .
مسئلهء هماهنگى را بايد يك مقدار توضيح دهم . جزر و مد دريا را ديدهايد و يا حداقل شنيدهايد . دريا دائماً در حال جزر و مد است « 2 » ، گاهى از اين طرف و گاهى از آن طرف كشيده مىشود و دائماً خروشان است . روح انسان و به تبع آن ، جامعهء انسانى اين حالت جزر و مدى را كه در دريا هست داراست . روح انسان دائماً در حال جزر و مد است ، از اين طرف و آن طرف كشيده مىشود . جامعهها نيز گاهى به اين طرف و آن طرف كشيده مىشوند . البته منشأ كشيده شدن جامعهها ممكن است افراد يا جريانهاى ديگرى باشند ولى اين قضيه هست .
حتى ارزشهاى انسانى انسان هم همينطور است « 3 » ؛ يعنى شما افرادى را مىبينيد كه واقعاً گرايششان گرايش انسانى است ، اما گاهى در جهت يك گرايش از
هامش
( 1 ) صافّات / 103 - 105
( 2 ) مىگويند - و از قديم هم اين مطلب را كشف كرده بودند - كه جاذبهء ماه بر جزر و مد درياها تأثير دارد .
( 3 ) ما فعلًا به آن كششهاى خاكى و حيوانى كارى نداريم .