تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
يك مطلب اين است كه آيا لازم است اجتماع از لحاظ اقتصادى از روى شعور و اراده اداره شود يعنى حكومت توليد و توزيع را در اختيار بگيرد ؟ نقطه مقابل آن آزادى توليد و توزيع است كه در سرمايه دارى هست و موجب هرج و مرج مىشود . مطلب ديگر اين است كه قانون اجازه ندهد كه خواسته‌هاى مردم منبع درآمد باشد بلكه منبع درآمد را محدود كند به مصالح بشريت . نقطه مقابل آن اين است كه هرچه تقاضايش وجود پيدا كرد عرضه شود و احياناً تقاضاى كاذب با ايجاد زمينه‌هاى بدبخت كننده به وجود مىآورند . در اسلام هر دو جهت هست ولى در سوسياليسم امروز دنيا فقط قسمت اول وجود دارد كه لازمه‌اش ايجاد تعادل ميان توليد و توزيع است ، اما قسمت دوم كه عبارت است از هماهنگ ساختن احتياجات واقعى بشر و توليد و مبادله ، وجود ندارد . آنچه اسلام از رشته‌هاى درآمد منع كرده است چند قسم است : . الف . درآمد از طريق اغراء به جهل و تثبيت جهالت مردم و تحكيم عقايد سخيف و خرافى نظير بت فروشى و صليب فروشى . بعضى اين چيزها را به نام آزادى و احترام به عقيده انجام مىدهند . مىگويند حيثيت ذاتى بشر او را لازم الاحترام كرده و لازمه احترام به بشر احترام به عقايد او و مقدسات اوست هرچه باشد ، ولو بت باشد ، ولو مانند بت ژاپنىها صورت احليل يا فرج باشد ، يا مثل [ بت ] هندوها گاو باشد . اما بايد بدانيم كه احترام به بشر و حيثيت ذاتى بشر ايجاب مىكند كه اين زنجيرها را كه به دست خود بسته است باز كنيم نه اينكه چون بشر به دست خود بسته است پس لازم الاحترام است . و ما عمل ابراهيم بت شكن و موسى كه گوساله سامرى را آتش زد ( انْظُرْ الى الهِكَ الَّذى ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً لَنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنْسِفَنَّهُ فِى الْيَمِّ نَسْفاً ) « 1 » و عمل رسول خدا را كه بتها را شكست و دور ريخت تصويب مىكنيم نه عمل كورش يا ملكه انگلستان و يا دولت انگلستان را كه به بت پرست‌ها اجازه بتخانه مىدهد و نام اين عمل زشت را آزاديخواهى و دموكراسى مىگذارد . اينها از لحاظ سياست به مفهوم امروز صحيح است اما از لحاظ بشريت غلط است . . ب . نوع دوم تحصيل درآمد از طريق اغفال و اضلال است . بيع كتب ضلال از
هامش
( 1 ) طه / 97