اثر نگاه كنيم و اگر به حقوق مايل باشيم بايد در سلسله علل احكام خود فكر كنيم .
اقتصاد به معنى مسلكى كه بايد اتخاذ كرد اصول و مبانى اوليهاى دارد . همچنين علم اقتصاد به معنى كشف روابط ضرورى كه در جامعههاى موجود هست نيز اصول و مبادى اوليهاى دارد . اصول دوم عبارت است مثلًا از قانون عرضه و تقاضا و قانونهايى كه براى پول و تورم آن ذكر مىكنند و لوازم علّى و معلولى كه جريان ثروت خود به خود دارد . كم شدن و زياد شدن توليد ، كم شدن و زياد شدن مصرف البته آثار و عوارضى دارد . از اين نظر فرق نمىكند كه شخص تابع چه كسى باشد و وابسته به چه مسلكى باشد . مثلًا اگر متخصص اقتصادى از يك كشور خارجى براى مملكت خود بياوريم فرقى نمىكند كه از كدام كشور و پيرو چه مسلكى باشد . از اين نظر در اسلام اقتصاد وجود ندارد ، زيرا اقتصاد به اين معنى صرفاً يك علم نظرى است ، اما اقتصاد به معنى اول يعنى اينكه بهتر است قوانين اجتماعى بشر در زمينه حقوق اقتصادى و وظايف چگونه باشد . از اين نظر اقتصاد ، اقتصاد عملى است .
اسلام از اين نظر قوانين و مقرراتى دارد . متخصصين اين فن غير از متخصصين فن دوم هستند . كارل ماركس يك متخصص فن اول است نه دوم . مسلكهاى سوسياليستى و سرمايه دارى از اين نظر پيدا مىشود . اين علم نيز به نوبه خود اصول متعارفه و اصول موضوعهاى دارد . اصول متعارفه و موضوعه اين علم عبارت است از :
الف . اقتصاد بايد به نحوى باشد كه موجب ازدياد ثروت عمومى بشود ، راكد و ثابت نباشد ، متكامل باشد ، حداكثر استفاده از عامل طبيعت و عامل انسانى بشود .
ب . عدالت و مساوات رعايت گردد ، به معنى اينكه تبعيضها و اولويتهاى بى جا در كار نباشد .
ج . فردى فرد ديگر را استثمار نكند .
د . عدالت به معنى اينكه حقوق طبيعى افراد بايد رعايت شود ؛ هم به اين معنى كه حق طبيعى يك فرد به او داده شود نه به فرد ديگر يا همه افراد ديگر و دولت ، و هم به معنى اينكه آزادى يك فرد محترم شمرده شود . مىتوانيم آزادى را اصل عليحده بشماريم .
و . احترام آزادى افراد در انتخاب كار
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 550
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٥٠