مادى مىداند « 1 » مبارزه انسان را هميشه مبارزه طبقاتى مىداند . به نقل « شاله » در جزوه سرمايه دارى و سوسياليسم صفحه 45 ، ماركس مىگويد :
مبارزه طبقاتى مهمترين و اساسىترين حوادث تاريخ است .
عليهذا اول بايد زمينه مبارزه طبقاتى به وجود بيايد . اين زمينه را تكامل ابزار توليد ايجاد مىكند . تكامل ابزار توليد سبب مىشود كه منافع به طبقه خاصى اختصاص پيدا كند ؛ طبقات محروم عليه آنها به مبارزه برمىخيزند .
ولى از نظر ما آنچه انسان را برمىانگيزد تنها منافع مادى نيست ، منافع مادى يكى از علل جنبش انسانهاست . به عقيده ما انسانهاى عالى انگيزهشان امور مادى نيست . پس تضاد اجتماعى و تكامل اسباب توليد كه سبب اين تضاد مىشود يكى از اسباب انقلابهاست ، بلكه احياناً مىتوان بشر را عليه طغيان خودش برانگيخت و واداشت . عليهذا سوسياليسم ماركس صد درصد با واقعيت تطبيق نمىكند ، پس نمىتوان آن را سوسياليسم علمى خواند .
صفحه 16 :
مفهوم مالكيت مشترك يا اشتراكى براى مشخص ساختن سوسياليسم كافى نيست . تجربه نشان داده است كه مالكيت ابزار توليد ممكن است اشتراكى باشد بدون آنكه جامعه سوسياليستى شود . مفهوم مالكيت اجتماعى به نظر ما ارجحيت دارد . براى آنكه مالكيت اشتراكى باشد كافى است كه ابزار توليد به هيئت اجتماع تعلق داشته باشد ، و براى آنكه مالكيت اجتماعى گردد ، نه فقط بايد ابزار توليد متعلق به هيئت اجتماع باشد بلكه بايد در خدمت اجتماع به كار افتد . به عبارت ديگر ابزار توليد يا به تعبيرى كه درمانيفستآمده است « كار متراكم » نبايد جز وسيلهاى براى بسط و استغنا و تقويت اعمال حياتى زحمتكشان باشد . بارى ، تعلق داشتن به هيئت اجتماع الزاماً بدان معنى نيست كه مورد مالكيت در خدمت
هامش
( 1 ) به عبارت ديگر محرك تاريخ را تكامل ابزار توليد و منافع طبقاتى مىداند و شكل حركت را مبارزات طبقاتىِ ناشى از تضاد مىداند و نتيجه را تكامل مىداند .