تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
كردن مىنمايد منتفع مىشود ؛ اين شخص ( اجتماع ) است كه از تمام ميراثهاى فردى استفاده مىكند . » . در صفحه 39 از طرف سوسياليستهاى مخالف ارث چنين مىگويد : اصل قانونى و ظاهراً مشروعى كه بقاى اين بىعدالتى اساسى را ( كه مشخص جامعه كنونى است ) سبب مىشود اصل ارث است . برفرض كه املاك و ثروتهايى كه امروز وجود دارد نتيجه كار اجداد باشد خلاف عدالت است كه كسى بتواند از ثروتى كه اجدادش به دست آورده‌اند استفاده كند . ارث بردن از اين حيث مخالفت عدالت است كه قطع رابطه بين مالكيت و كار را تحقق مىبخشد و تسجيل مىكند . در صفحه 40 از طرف سوسياليستها جواب دليل اول طرفداران ارث را اين‌طور مىدهد : اگر چيزى را كه ساخته مىشود منحصراً محصول كار فردى بدانيم اشتباه كرده‌ايم زيرا آن چيز در عين حال نتيجه زحمات جامعه نيز محسوب مىشود . فى الحقيقه شخصى كه كار مىكند در ميان جامعه بسر مىبرد و از حمايت آن بهره‌مند مىگردد و نيز از تمام كارى كه آدميان در گذشته و حال انجام داده‌اند و از تمام اكتشافات علوم و اختراعات فنون استفاده مىنمايد . بنابراين چيزى كه توليد مىشود ، هم محصول كار فرد است و هم محصول كار جامعه . ممكن است جامعه در حيات فردِ توليدكنندهء اشياء از حقى كه بر آن اشياء دارد صرف نظر نمايد ولى بعد از مرگ آن فرد مىتواند حق خود را مطالبه كند . در صفحه 41 جواب دليل دوم طرفداران ارث را اين‌طور مىدهد : از نقطه نظر عواطف و احساسات ، راست است كه پدران از كوششى كه براى اصلاح اوضاع و تأمين آتيه فرزندان خود مبذول مىدارند لذت