تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
قطع رابطه ميان كار و مالكيت رد كند . سوسياليستها مخالف مالكيت امورى كه با كار شخصى توليد شده باشد نيستند ولى اغلب مخالف ارث مىباشند ؛ كما اينكه ممكن است كسى طرفدار سرمايه دارى ولى مخالف ارث باشد ؛ هرچند هنوز اطلاع نداريم همچو شخصى در دنيا وجود داشته است يا وجود دارد . اما ملازمه‌اى ميان سرمايه دارى ، يعنى مالكيت ابزار توليد ، و قبول ارث نيست ، زيرا هركدام از ايندو ( سرمايه دارى و ارث ) ملاك و مبناى جداگانه دارند . سوسياليستها مدعى هستند كه ارث بزرگترين مظهر بىعدالتى و بزرگترين عامل وجود سرمايه دارى است ؛ بدون ارث سرمايه دارى امكان پذير نيست . اين نظر البته صحيح نيست ، به دليل اينكه تاريخ نشان مىدهد سرمايه داران زيادى را كه از پدر و مادر فقير به دنيا آمده‌اند و تدريجاً ثروت كلانى كه از نظر سرمايه‌دار مشروع است به چنگ آورده‌اند . به هر حال لازمه پذيرفتن سرمايه دارى پذيرفتن ارث نيست ، كما اينكه لازمه پذيرفتن مالكيت و ارث پذيرفتن سرمايه دارى يعنى مالكيت ابزار توليد ، خواه وسائل طبيعى يعنى زمين و آب و خواه وسائل مصنوعى يعنى ماشينهاى توليد ، نيست . 4 . طرفداران ارث به نقل فليسين شاله در جزوه سرمايه دارى و سوسياليسم صفحه 22 مجموعاً سه دليل براى مشروع بودن ارث ذكر كرده‌اند : . الف . « حق ارث گذاردن نتيجه منطقى حق مالكيت است . انسان مختار است آنچه را كه مالك است از بين ببرد يا ببخشد ؛ بنابراين مىتواند دستور دهد كه بعد از مرگ او آن را به ديگران ببخشند ، يعنى مىتواند آن را به ارث بگذارد . با از بين رفتن كسى كه شىء را توليد كرده است شىء از بين نمىرود . بنابراين آن كس مىتواند اشخاصى را كه بايد بعد از مرگ او شىء را صاحب شوند تعيين كند . » . ب . « ارث از نقطه نظر اخلاقى ، مشروع بلكه ممدوح است ، زيرا سبب تقويت رابطهء خانوادگى مىشود . فى الحقيقه اميد اينكه بتوانند براى اطفال خود آسايش و رفاهيّت بيشترى فراهم نمايند ، سبب تحريك فعاليت پدر و مادر و تشويق آنها به زحمت كشيدن مىگردد . » . ج . « از نقطه نظر اجتماعى ارث مفيد بلكه لازم است . اگر ارث مرسوم نبود آدميان همين كه به سن معينى مىرسيدند ديگر كار نمىكردند ، آنچه را كه قبلًا توليد نموده بودند به مصرف مىرسانيدند . جامعه را مىتوان به شخصى تشبيه كرد كه احتياج به محصول فراوان دارد و از تمام ترقيات و تمام عواملى كه تشويق به كار