ميزان ارزش خود آن چيز نيست ، يعنى قدرت ايجاد كار يك چيز مساوى با مقدار كارى كه انسان روى آن انجام داده نيست ، خواه آن چيز يك جسم زنده باشد يا يك جسم مرده ؛ البته هركدام به يك دليل . .
ج . سوسياليسم ماركس واژگونه است . .
د . شعارهاى ماركس بر ضد سرمايه دارى است اما اصول و منطق ماركس سرمايه دارى را تطهير و تقويت مىكند . .
ه . برهان ارزش اضافى كارل ماركس ، بر فرض درستى ، سود سرمايهدار را نامشروع جلوه مىدهد و ماشين را وسيله مشروعى براى كارفرما كه سود ببرد نمىداند ، اما دليلى ندارد كه چرا ماشين كه با پول مشروع يك نفر پولدار احياناً خريده شده ( مانعى ندارد كه كسى با پول مشروع خود ماشينى بخرد ) بايد از ملكيت شخصى او خارج شود و به مالكيت جمع درآيد . خود ماركس مالكيت شخصى را اگر مولود كار باشد مشروع مىداند . .
و . از نظر ما دليل بر مالكيت اشتراكى بر يك چيزى اين است كه آن چيز را فرد به وجود نياورده است ، طبيعت به وجود آورده يا اجتماع آن را به وجود آورده است و هيچ يك از ايندو به خاطر يك شخص معين هم به وجود نياوردهاند ؛ يعنى فرد نه با آن چيز رابطه فاعلى داشته باشد و نه رابطه غائى . .
ز . ماشين مظهر تكامل اجتماع است و هيچ فردى را به تنهايى نمىتوان مخترع و مبتكر آن شمرد . از اين جهت ، هم با ابزارهاى دستى متفاوت است و هم با آثار هنرى و تأليفات و دفاتر شعر . .
ح . ماشين جانشين انسان است در كار ، نه يك ابزار انسان براى توليد . ماشين مولّد است نه ابزار توليد . اختراع ماشين ايجاد كار قابل فروش نيست ، ايجاد منبع ايجاد كار است و از اين جهت هم با ابزارهاى دستى متفاوت است . .
ط . سوسياليسم ، به معنى مالكيت اشتراكى سرمايه از لحاظ ماشين ، مخصوص عصر جديد است ولى از لحاظ طبيعت در قديم نيز مىتوانسته وجود پيدا كند ، بر خلاف نظر سوسياليستها . .
ى . اشتراكيت در كار به هيچ وجه صحيح نيست . اشتراك در كار همان است كه در فقه « اشتراك در ابدان » گفته مىشود ( شرايع - وسيلة النجاة سيّد ) .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 502
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٠٢