شركت از نظر فقه اسلام
1 . شركت بر دو قسم است : قهرى و عقدى . شركت عقدى منقسم است به چهار قسم : شركت عنان ، شركت ابدان ، شركت وجوه ، شركت مفاوضه . فقها فقط اولى را صحيح مىدانند .
2 . فلسفه صحت فرض اول دون فرضهاى ديگر اين است كه در اول ، شركت ، ايجاد يك شكل جديد كار به واسطه افزايش سرمايه است . افزايش سرمايه و تمركز آن سبب مىشود كه توانايى مضاعف شود . كارى كه از ثروت متمركز پيدا مىشود مثل شركت سهامىها از سرمايههاى كوچك و جدا جدا نمىآيد . و اما ساير اقسام شركتها فقط شكل قمار دارد . ممكن است گفته شود كه اين خود نوعى بيمه است و ما در بيمه گفتيم خود اعتماد و اطمينان يك غرض عقلائى است . جواب اين است كه بيمه براى حفظ عين است و تأثيرى در فعاليت ندارد اما شركت در ابدان جلوى فعاليت را مىگيرد . به هر اندازه كه درآمد انسان به فعاليت خودش بستگى داشته باشد بيشتر او را متوجه كار و فعاليت مىكند . به همان دليل كه مىگويند رابطه كار و ثروت بايد محفوظ باشد مىگوييم شركت ابدان و وجوه و مفاوضه اين رابطه را از ميان مىبرد . عيب دوم اينكه به روح انسان جنبه اتكالى مىدهد . اما در بيمهء عين هيچ يك از اين دو عيب نيست ، نه انسان را اتكالى مىكند و نه رابطه كار و ثروت را قطع مىكند . درست است كه ثروت و عوضى كه از بيمه مىگيرد محصول دسترنج