تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
ما اصل اول را باطل شناختيم ، عليهذا احتياجى به ابطال نظر ماركس در باب ارزش اضافى نداريم ؛ ولى فعلًا بنا مىگذاريم بر قبول اصل اول كه آدام اسميت و ريكاردو آن را ابداع كردند و ماركس از آنها پيروى كرد ؛ يعنى قبول مىكنيم كه ارزش هر چيز ناشى از كارى است كه در آن صورت گرفته است و به مقدار كارى است كه در آن صورت گرفته است . اكنون ببينيم تكليف اضافه ارزش چه مىشود ؟ در اينجا به نظر ما در چند مطلب بايد بحث شود : . الف . آيا استفاده از نيروى كار به منظور فروش و استفاده از حاصل آن ، و به عبارت ديگر استفاده از اضافه ارزش ، از مشخصات كاپيتاليسم جديد است يا آنكه حتى در نظام اقتصاد ساده قديم نيز بوده است ؛ و اگر در قديم هم بوده است پس مشخص اصلى سرمايه دارى جديد چيست ؟ و به عبارت ديگر فصل مميز رژيم اقتصادى جديد چيست ؟ . ب . آيا همان‌طور كه ارزش هر چيزى ناشى از كارى است كه در آن صورت گرفته است و به مقدار كارى است كه در آن صورت گرفته است ، قدرت ايجاد ارزش هر چيز نيز به اندازه ارزش خود آن چيز است ؟ يا ممكن است چيزى بيش از اندازه ارزشى كه دارد ارزش ايجاد كند ، و به عبارت ديگر بيش از اندازه كارى كه در ايجاد آن صورت گرفته كار تحويل دهد ؟ به عبارت ديگر آيا مقدار كارى كه از اشياء ساخته است حداكثر مساوى است با مقدار كارى كه در آنها تراكم يافته ، و هر چيزى فقط قادر است مقدار كار متراكم شده در خود را به ديگرى منتقل كند ، يا قادر است بيش از آن مقدار كارى كه صرف خودش شده است به ديگرى منتقل نمايد ؟ به عبارت ديگر ، مطابق اصطلاح ماركسيستها ، آيا ارزش اشياء ، ثابت است يا متغير ؟ يا شقّ سومى در كار است و بايد قائل به تفصيل شد و آن اينكه بعضى اشياء قادر نيستند و بعضى اشياء ديگر قادرند . اگر اينچنين است رمز اين تفاوت در كجاست ؟ . ج . آيا نظريه ارزش اضافى كارل ماركس سرمايه دارى را ظالمانه جلوه داده است يا برعكس ، آن را عادلانه جلوه داده است ؟ به عبارت ديگر آيا ماركس سرمايه دارى را از جنبه اخلاقى و حقوقى تبرئه و تطهير كرده و قانون مفرغ را تصحيح كرده است ، يا ظالمانه بودن آنها را به ثبوت رسانده است ؟ . د . ارزش اضافى از نظر ما مربوط به عادلانه نبودن مزد است از طرفى ، و به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 493 | مرتضى مطهرى