تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
پرداخت ، به محصول پرسودتر نمىتوان پرداخت . مثلًا ممكن است زمين مساعد براى گندم كارى يا چغندركارى نباشد يا آب لازم كه از كوهستان رايگان مىآيد براى محصول پرسود كافى نباشد و يا آنكه زمانى را كه كشاورز صرف توليد محصول كم سود مىكند مساعد براى توليد محصول پرسود نيست . محصول پرسود ، از لحاظ زمانى و مكانى محدود مىگردد به حد معين ، ناچار كشاورز در خارج از آن حدود به كار ديگر مىپردازد . حتى ديده مىشود كه يك كشاورز در شبهاى بلند زمستان وقت خود را صرف نخ ريسى كه از عهده يك پيرزن مفلوك نيز مىآيد و براى آن كشاورز ممكن است ساعتى يك ريال مثلًا بيشتر ارزش نداشته باشد مىكند در صورتى كه كار او در روز در صحرا اقلًا ساعتى ده ريال ارزش دارد ، چرا ؟ چون در شب و در زير كرسى كار توليدى ديگرى نمىتواند انجام دهد . هشتم : دليل ديگر بر اينكه ارزش مربوط است به اثر كار ، يعنى قابليت استفاده نه مقدار صرف كار ، اين است كه ممكن است شخصى به واسطه وضع خاص براى كار كوچكى مجبور باشد انرژى زياد مصرف كند ولى چون اثر كارش زياد نيست كارش ارزش كمترى دارد ؛ مثل اينكه فى المثل شخص افلح مأمور پف كردن ، و شَل مأمور نامه رسانى و ضعيف البصر مأمور ديده بانى شود . نهم : در نظريه « ارزش كار » به كار فقط از جنبه مادى و صرف انرژى و به عبارت ديگر از جنبه مشترك حيوانى و باربرى توجه شده است « 1 » ؛ ارزش و اهميت كارها متناسب با مقدار انرژى كه معمولًا براى ايجاد آنها لازم است در نظر گرفته شده و به جنبه‌هايى كه انسان با يك قدرت معنوى يعنى با ابتكار و به واسطه هوش و استعداد و ذوق آن را بهتر و عاليتر ايجاد مىكند توجه نشده است . اگر همه كارها از قبيل عملگى بود مطلب از همين قرار بود . كارهاى به اصطلاح ساده همين‌طور است ، اما كارهاى عالى و انسانى اين‌طور نيست . آيا ارزش تأليفات ، نقاشيها ، خطاطيها ، منبّت كارىها ، خاتم كارىها ، كاشى سازىها بستگى به مقدار كارى دارد كه صرف آنها شده است ؟ آيا اگر فى المثل حافظ و سعدى مىخواستند از حق التأليف كتابهاى خود استفاده كنند و ثروت سرشارى به دست مىآوردند ، به واسطه كار زيادى است
هامش
( 1 ) طبق اين نظريه يك كشاورز كه با يك گاو زراعت مىكند ، زمين را شخم مىزند و صاف مىكند و با او خرمن را مىكوبد ، سهم گاو از سهم انسان كه نقشه و ابتكار عمل در دست او است بيشتر است ، زيرا گاو انرژى بيشترى مجموعاً صرف كرده است .