تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
ولى از آنچه گذشت نبايد چنين نتيجه بگيريم كه شاهكارهاى يك نقاش بزرگ بدين جهت بسيار گرانبها هستند كه ارزش آنها شامل كار نقاشان ديگرى است كه نتوانسته‌اند بدين مقام شامخ هنرى برسند ؛ خير ، بلكه گرانبهايى آنها بدين سبب است كه هريك از آن شاهكارها در نوع خود يگانه و بىمانند است و ايجاد نظير آن غيرممكن مىباشد و چنان كه گفتيم ارزش يك كالا - خواه امروز و خواه چند سال پيش توليد شده باشد در بحث ما اهميت ندارد - به واسطه كار لازم براى ايجاد آن يا ، بهتر بگوييم ، براى ايجاد مجدد آن تعيين مىگردد . پس بهاى كالاهايى كه نمىتوان آنها را دوباره ايجاد نمود و بدين جهت توليد آنها را نمىتوان به واسطه مبادله تنظيم كرد منوط و مربوط به ارزش نيست . به نظر مىرسد جواب بالا به اشكال بالا جز اعتراف به بن بست در باب ارزش ذاتى كار چيزى نيست ، بلكه و نيز اعتراف به اينكه عرضه و تقاضا تعيين كننده ارزش مىباشند هست ، زيرا اينكه مىگويد : « ارزش يك كالا به واسطه كار لازم براى ايجاد مجدد آن تعيين مىگردد ، پس بهاى كالاهايى كه نمىتوان آنها را دوباره ايجاد نمود و بدين جهت توليد آنها را نمىتوان به واسطه مبادله تنظيم كرد . . . » معنىاش اين است كه كالايى كه نتوان مثل يا امثال آن را عرضه كرد خواه ناخواه به واسطه بالا بودن سطح تقاضا و پايين بودن سطح عرضه گران است . در صفحه 23 تحت عنوان « شكل ارزش - پول » مىگويد : . چنان كه مىدانيم ارزش هر كالا به واسطه مقدار كار سادهء اجتماعاً لازم كه براى توليد آن كار لازم است تعيين مىگردد . ولى براى آنكه محصولى ارزش داشته باشد كافى نيست كه فقط مقدارى كار براى آن مصرف شده باشد ، بلكه بايد آن محصول در بازار در مقابل محصول ديگرى واقع گردد و به واسطه مبادله ، مظهر مادى روابط كار كه بين مردم وجود دارد قرار گيرد و گرنه محصول كار فقط داراى ارزش استعمال خواهد بود نه ارزش ذاتى . . . سازمان اقتصادى مبنى بر مبادله به طورى است كه ارزش يك كالا صريحاً و مستقيماً به واسطه مقدار و شماره ساعات و دقايقى كه براى توليد آن كالا