صفحه 48 : .
از طرف ديگر گاهى خريدار پيش از پرداخت پول ، كالايى را مىخرد و پس از مدتى پول آن را مىپردازد . اين نوع خريد و فروش را « نسيه كارى » مىنامند . . .
پس وقتى دهقان در پاييز پول كالايى را كه در تابستان خريده است بپردازد ، در اين حالت پول ديگر وسيله جريان و رواج كالا نيست زيرا كالا قبلًا مبادله شده است . در اين حالت مىگويند : پول وسيله پرداخت است .
از نظر فقه معامله نسيه مانند معامله نقد است . همان طورى كه اگر در مثال بالا دهقان گندم حاضر خود را نقد بفروشد و با آن پول نقد پارچه بخرد دو معامله صورت گرفته است نه بيشتر ، دو مرحله بيشتر وجود ندارد ، اگر هم پارچه را قبلًا نسيه بخرد باز دو مرحله بيشتر نيست ، پرداخت قرض را مرحله مستقل نمىتوان شمرد .
در مرحله اول ، مبادله ميان پارچه و پول كلى در ذمّه دهقان است ، جريان مبادله تمام شده است . پرداخت آخرمدت خارج از جريان مبادله است . ولى از نظر اقتصاد كه جريان واقعى را مىبيند نه جريان اعتبارى را ، اگر معامله نقد باشد ، در همان اول كالا و پول جريان پيدا مىكنند و اگر نسيه باشد ، در مرحله اول كالاى پارچه به تنهايى جريان پيدا مىكند و در مرحله دوم ، يعنى فروش محصول ، كالاى محصول و پول جريان پيدا مىكنند و در مرحله سوم فقط پول جريان پيدا مىكند . پس ماهيت نسيه از لحاظ اقتصادى مغاير است با ماهيتش از لحاظ حقوقى و اعتبارى .
صفحه 49 : .
. . . اگر پول كاغذى داراى پشتوانه طلا يا نقره يا جواهرات گرانبها نباشد ، اگرچه اسكناس صدهزار ريالى باشد ، به يك ريال حقيقى هم نمىارزد .
مسئله اسكناس دومرتبه بحث حقيقت ارزش را پيش مىآورد كه آيا ذاتى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 459
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥٩