تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
است ؟ يعنى هر جنسى ماهيتاً و طبعاً داراى ارزش خاصى است - چنان كه قبلًا اشاره شد - يا اعتبارى و قراردادى مطلق است به دليل اسكناس ؟ و يا مربوط است به كارى كه روى آن صورت گرفته ؟ و يا به چند چيز مرتبط است ؟ در باب خصوص اسكناس اين بحث فقهى در معاملات ربوى پيش مىآيد كه آيا خريد و فروش اسكناس با تفاضل ، حرام است يا نه ؟ معمولًا فقهاى معاصر معتقدند كه اسكناس خودش ارزش دارد . اين نظر مبتنى بر اين فرض علمى است كه با اعتبار و قرارداد مىتوان به چيزى اعطاى ارزش كرد . راه بيان آن اين است كه از طرفى جامعه احتياج دارد به يك مقياس ارزش و واسطه جريان ، بعد خودش يك شىء قابل كنترلى را مثل اسكناس اعتبار مىدهد و از اين حاجت استفاده مىكند و مادامى كه اين اعتبار هست اين حاجت رفع شدنى است و مادامى كه حاجت هست از اين اعتبار گريزى نيست . منتها اين سؤال پيش مىآيد كه مقياس اوّلى براى تعيين ارزش چيست ؟ اگر اسكناس را به ازاى پول طلا قرار بدهيم معيار اوّلى جنسيت يا كار - به قول سوسياليستها - خواهد بود ؛ ولى اگر پاى طلا به ميان نيايد فرضيه مشكل است . و نيز در اينجا جاى اين هست كه در باب رباى معاملى يعنى بيع مثل به مثل در اسلام بحث شود كه فلسفه حرمت اين گونه معاملات چيست ؟ چرا اگر مثلًا گندم به پول ، و پول دوباره به گندم تبديل شود معامله صحيح است ولى اگر گندم به گندم تبديل شود صحيح نيست ؟ حتى گندم بهتر را با گندم بدتر ، و خرماى بهتر را با خرماى بدتر - به نصّ حديث نبوى - نمىتوان با تفاضل معاوضه كرد . شايد علت اين است كه فقط در مورد اينكه دو كار غير مشابه با دو جنس غير مشابه اگر معاوضه شوند ، چون رغبات و حوائج متفاوت است ، رسماً كار معين در مقابل مثل خودش و اضافه كار واقع نشده ، بر خلاف معاوضه جنس به جنس با تفاضل كه رسماً كار در مقابل كار مثل خود به اضافهء كار واقع شده است . در مورد جنس بهتر و بدتر ، مثل خرماى خوب و بد ، چون خوبى و بدى اين متاعها معمولًا معلول تكامل طبيعى است نه تكامل تدبيرى انسان ، يعنى [ معلول ] كار بيشتر و زحمت بيشترى است كه در طول نسلها روى آنها كشيده شده است . مسئله ارزش و كار فقط در رباى معاملى قابل بحث است و اما در رباى قرضى مورد ندارد مگر از لحاظ اينكه گفته مىشود پول مولّد نيست ، و اين بحث را عليحده خواهيم كرد .