جستجو كرد .
ارزش استعمال يعنى مفيد بودن . مفيد بودن ، هم به جنس بستگى دارد و هم به كارى كه روى آن جنس صورت گرفته است . نوع جنس يعنى خصال طبيعى كالا در ارزش مؤثر مىباشد . از همه عجيبتر برهانى است كه نويسنده اصول علم اقتصاد نوشين اقامه كرده است كه « چون بها در بازار در نتيجه روابط اعضاى اجتماع مبادلهاى برقرار مىگردد پس عواملى را . . . » . اگر اينطور است پس عامل تعيين كننده بها فقط بايد عرضه و تقاضا باشد ، زيرا كار نيز ربطى به روابط اجتماعى ندارد . بعلاوه چه ملازمهاى ميان ايندو هست ؟ .
4 . وقتى روابط بين مردم را در نظر بگيريم مىبينيم بهاى كالا مىتواند برحسب عرضه و تقاضا تغيير كند ، اما عرضه و تقاضا سطحى را كه بها در پيرامون آن نوسان مىكند تعيين نمىنمايند و چنان كه در پيش گفتيم به جز مخارج كار لازم براى ايجاد يك كالا محققاً چيز ديگرى نمىتواند تعيين كننده اين سطح باشد . . .
از نظر اقتصاد اخلاقى اين مسئله قابل توجه است كه نوسان قيمتها ارزش كار را بالا و پايين مىبرد . آيا اين خود به خود نوعى هرج و مرج و اجحاف قهرى در حقوق كارگران نيست ، خصوصاً با توجه به اينكه در اين نوسان غالباً بالا رفتن ارزش نتيجهاش عايد كارگر نمىشود بلكه عايد واسطه مبادله يعنى تاجر مىشود .
آيا اين جهت دليل بر برترى رژيم سوسياليستى بر كاپيتاليستى نيست ؟ .
در صفحه 23 تحت عنوان « كار مجسم و كار مجرد » مىگويد : .
در اقتصاد مبتنى بر مبادله بهطور كلى و عموماً كالاها برحسب ارزش كارشان - يعنى برحسب مقدار كارى كه براى توليد آنها لازم است - مبادله مىگردند . ولى كالاهايى كه در بازار با يكديگر مبادله مىشوند نه فقط يك شكل نيستند بلكه غالباً از هر جهت مختلفاند . مثلًا هيچ كس در بازار كوشش نمىكند يك جفت كفش را با يك جفت كفش ديگر كه از كليه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 447
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٧