از آن كه به مرحله عمل در آيند . ولى قواعد و قوانين علم اقتصاد نظرى در علم اقتصاد عملى مؤثر است . در كتاب اصول علم اقتصاد نوشين ص 5 مىگويد : .
بايد دانست كه علم اقتصاد قسمتى از علم اجتماع است و درباره روابطى كه از زندگى بشر در اجتماع نتيجه مىشود بحث مىكند . . . علم اقتصاد فقط روابطى را كه بين مردم روى اساس توليد و تقسيم محصول كار اجتماعى ايجاد مىگردد بحث مىنمايد . اين روابط را معمولًا « مناسبات توليد » مىنامند .
هيچ توضيح نمىدهد كه آيا مقصود روابط قراردادى است يا روابط طبيعى .
صفحه 6 : .
باز بايد بگوييم آيا علم اقتصاد كليه روابط توليد بين بشر را مطالعه و از آن بحث مىنمايد ؟ خير ، براى مثال يك نوع اقتصاد طبيعى را . . .
آنگاه به تفصيل اقتصاد اشتراكى قديم و اقتصاد اشتراكى جديد و وجه مشترك آنها را - و آن اينكه هر دوى اينها به واسطه ارادهء باشعور بشرى اداره مىشوند - ذكر مىكند و سپس به اقتصاد سرمايه دارى كه عبارت است از مجموع سازمانهاى پراكنده غير متمركز و نامنظم ، مثال مىزند . آنگاه در صفحه 7 مىگويد : .
اينك بايد بپرسيم پس اين اجتماع نامنظم چگونه مىتواند به هستى خود ادامه دهد ، و تعادل بين احتياجات مردم و توليد چگونه برقرار مىگردد ؟
البته قوانينى موجود است كه در روابط نامنظم اجتماع سرمايه دارى تأثير دارد ، ولى اين قوانين به خودى خود و بدون اينكه تابع اراده و تمايلاتِ باشعور شركت كنندگان در امر توليد باشد تأثير مىنمايد . اين است اختلاف شديدى كه بين اين قوانين و قوانين اقتصاد طبيعى - خواه اقتصاد كهن خانوادگى دهقانى ، خواه اقتصاد اجتماع سوسياليستى آينده - موجود مىباشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 418
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١٨