تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
نيز روى يك سلسله قوانين طبيعى كه ما فوق اراده و شعور مردم است به اجتماع فئودالى منتهى شده ، پس اجتماع اشتراكى اوليه نيز در عين اينكه با اراده و شعور از لحاظ اقتصادى تنظيم مىشده به حكم قوانينى ما فوق اراده و شعور جامعه متكامل شده و به صورت اجتماع فئودالى درآمده است ؛ آيا آن قوانين ما فوق شعور اجتماع روابط اقتصادى است ؟ پس آن اجتماعات نيز تابع قوانين لايشعر اقتصادى بوده است . اگر آن قوانين قوانين غير اقتصادى است پس فلسفه « ماركس » مبنى بر اينكه « محرك اصلى چرخ تاريخ روابط اقتصادى است » غلط است . ثالثاً اگر در اجتماع كمونيستى روابط اقتصادى به واسطه عدم مالكيت فردى و عدم مبادله و فقدان ارزش پول وجود ندارد و از اين جهت اقتصاد وجود ندارد ، پس معنى اينكه « روابط توليدى غامضى خواهد بود » چيست ؟ و اگر روابط توليدى هست پس چرا علمى كه آن روابط را توضيح مىدهد « اقتصاد » نيست ؟ مگر اينكه گفته شود مقصود از علم اقتصاد علم به قوانين طبيعى خارج از اختيار بشر در روابط توليدى است . در اجتماع آينده روابط توليدى هست ولى خارج از اختيار بشر نيست ، قوانين طبيعى نيست ، قوانين ارادى است . در كتاب عقايد بزرگترين علماى اقتصاد تأليف جرج ساول ، ترجمه دكتر حسين پيرنيا ، صفحه اول مىگويد : . افعال و اسلوبهاى اقتصادى اجزاء يك نظام كاملى كه تمام آن قبلًا توسط دانشمندان ساخته و پرداخته شده و بعداً برقرار گرديده باشد نيست ، بلكه يك عده طرق خاصى است كه معلوم نيست به وسيله چه كسانى براى رفع احتياجات عملى زندگى بشر اختراع گرديده و برحسب مقتضيات و تغييرات اوضاع و احوال آزمايش شده ، تغيير يافته و تركيب گرديده و در طول زمان محفوظ مانده يا متروك شده است . پول ، قيمتها ، بازار ، سود ، ضرر ، مزدها ، سرمايه گذارى ، مالياتها ، و ساير لغات اقتصادى نامهايى است براى عادات يا مؤسساتى كه از قديم الايام در جوامع بشرى وجود داشته و مانند اختراعات و مؤسسات ديگرى كه اقتصادى نيستند ، از قبيل لباس و ابزار كار و سلاحها و هنرها و تربيت و زناشويى و حكومت و مذاهب ، از محصولات متنوع و پرارزش تجارب بشرى مىباشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 420 | مرتضى مطهرى