تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
وارد شود ، باز آن شخص ضامن است . يا همين‌طور است اگر كسى در راهى ناودانى باز كند و اين ناودان به ديگران ضرر بزند ( مثل همان تيرآهنى كه مثال زدم ) و جنايتى بر كسى واقع شود يا حتى ناودان را طورى باز كند كه آب در راه مردم بريزد و مثلًا لباسهاى مردم را كثيف كند بلكه ضرر بزند ، چنان كه بعضى لباسها هست كه اگر يك دفعه آب به آن برسد ديگر به درد نمىخورد . يا به فرض حيوانى در جايى بسته شده است ، مثلًا يك كسى اسب خودش را به درختى يا تيرى بسته است . اگر فرد ديگرى برود و آن اسب را باز كند و آن حيوان فرار كند و گم شود ، اين فرد ضامن آن حيوان است . يا مثلًا مرغ كسى در قفس است . اگر شخصى درِ قفس را باز كند و آن مرغ بيرون برود ، آن شخص ضامن است . اگر چوپانى گله‌اى را رعايت مىكند ، چنانچه كسى بيايد آن چوپان را بردارد و به زور از آنجا ببرد و گله بىچوپان بماند و بعد به اين گله خسارتى وارد شود ، در اينجا مىگويند دو حالت پيش مىآيد : يك وقت خسارت تصادفى وارد مىشود كه احياناً اگر چوپان هم مىبود آن خسارت وارد مىشد . اين ، حكم مغصوب را ندارد كه آن شخص ضامن باشد . ولى يك وقت هست كه اين گله در جايى است كه در معرض حملهء گرگ و درندگان امثال آن است . چوپان بايد باشد كه گله را حفظ كند ، يعنى واقعاً نبودن چوپان منشأ خطر است . در اين صورت شخصى كه اين كار را كرده ضامن است . در اين زمينه مثالهاى زيادى است كه بعضى را ذكر مىكنيم . اگر كسى درِ خانهء ديگرى را باز بگذارد و بعد دزد بيايد و چيزى ببرد ، آيا آن فرد ضامن است ؟ در اينجا مىگويند : ضامن نيست . توجه كنيد ! اينها فقط قاعده است ، اجتهاد است . در اصل ما فقط يك قاعدهء « مَنْ اتْلَفَ مالَ الْغَيْرِ فَهُوَ ضامِنٌ » داريم كه فقيه اين قاعده را گرفته و آن را در موارد ، تطبيق مىكند و همهء حرف فقيه هم اين است كه در كجا اتلاف نسبت داده مىشود و در كجا نمىشود . بعضى موارد هست كه واقعاً اين نسبت داده مىشود ، يعنى فرد براى آن كار سبب شده ولى مواردى هست كه دخالت شخص در آن كار بسيار ضعيف تلقى مىشود ، يعنى عرف او را منشأ اين كار تلقى نمىكند . بعلاوه در جايى كه انسان ديگرى دخالت دارد - مثل همين مثال اخير دزد - مسئله به اين شكل مطرح است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 392 | مرتضى مطهرى