مقابل اين تأمين ، وجهى را به صورت ساليانه مىپردازد . اما در بيمهء به شرط حيات كه با بيمهگر قرار گذاشته مىشود كه مثلًا در صورت زنده بودن بعد از ده سال فلان مقدار مىگيريم ، چون ظاهراً به هيچ كس تأمين نمىدهد جنبهء عقلايى نداشته و جنبهء شرطبندى دارد . اين چه حالتى پيدا مىكند ؟ .
جواب : اين اشكال ، اشكال درستى است ولى قبل از بيان اين اشكال لازم است مطلبى را كه اكنون به ذهنم آمد ذكر كنم و آن اين است كه گفتيم در بيمهء به شرط فوت ممكن است بيمه گزار شخص سومى باشد . و لهذا گفتيم كه اين نوع بيمه از آن جهت مكروه است كه آن شخص سوم هميشه انتظار فوت بيمه شده را دارد . اشكال ديگرى نيز در اينجا وجود دارد و آن اين است كه در اين عمل ، ماهيت بيمه براى شخص سوم وجود ندارد ، چون گفتيم ماهيت بيمه تأمين به معنى رفع نگرانى است . براى خود بيمه شده يا ورثهاش اين ماهيت وجود دارد - نگرانى انسان براى ورثه و كسان يا دوستان خود يك امر عقلايى است - ولى يك شخص سوم كه چنين كارى مىكند براى اينكه خودش آن پول را دريافت كند ، اين عمل براى او فقط شرطبندى است ، يعنى آن ماهيت تأمينى در اينجا وجود ندارد . بنابراين ، اين قسم از بيمه كه مؤسسات بيمه آن را جايز مىدانند شرعاً اشكال پيدا مىكند .
- اگر شخص بچهء خودش را بيمه كند چه حالتى دارد ؟ .
جواب : در اين صورت طرف معامله كه بيمه گزار است نگرانى ندارد .
- شخص بچهاش را بيمه مىكند ؛ مىگويد اگر او فوت كرد مثلًا صدهزارتومان مىگيرم .
جواب : نه ، اين پول به جبران يك نگرانى نيست و بنابراين از اين جهت اشكال پيدا مىكند .
سؤال : در بيمهء به شرط حيات ، مبلغى كه بيمه گزار مىپردازد نامعلوم است ، زيرا اگرچه گفته است كه مثلًا ده سال مبلغى را مىپردازد اما ممكن است كه يك سال بيشتر موفق به پرداخت پول شود . لذا مبلغ ، مجهول مىشود .
آيا اين مجهول بودن مبلغ ، معامله را باطل نمىكند ؟ شبيه به اين ، وام بانكها به كارمندانشان است كه بايد مثلًا ظرف مدت بيست سال اين وام را بهطور قسطى بپردازند و در صورتى كه آن كارمند در اين مدت بميرد بقيهء بدهى او
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 376
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٦